تبلیغات
سیدالشهداء علیه السلام
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
بیمه حضرت ابوالفضل و حاج ابوالحسن شریفی

وقتی تابلوی «بیمه با حضرت ابوالفضل العباس» علیه‏السلام را بر روی کامیونها و غیر می‏دید تردید می‏کرد که آیا بیمه با حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام مدرکی دارد یا نه؟ صحیح است یا خیر؟ 

در همین افکار به سر می‏برد تا شبی در عالم مکاشفه بین خواب و بیداری می‏بیند که در صحرائی قرار گرفته که انسانی دیده نمی‏شود و یک گوسفند در میان جمعی گرگها محاصره شده و گرگها مشغول خوردن آن هستند، در حالی که گوسفند زنده است و فریاد می‏زند و کسی نیست که نجاتش دهد او می‏خواهد جلو برود می‏بیند گرگها تهدیدش می‏کنند به فکرش می‏رسد که این گوسفند مال چه کسی است که گرفتار گرگها شده است؟ در همین حال به گوش خود می‏شنود که مال حضرت عباس علیه‏السلام است برایش شبهه‏ای ایجاد  می‏شود که چرا حضرت عباس علیه‏السلام از گوسفند خود دفاع نمی‏کند؟  پس بیمه‏ی با حضرت عباس علیه‏السلام چه فایده‏ای دارد؟

 

1.jpg

 

ناگهان می‏بیند یک اسب قوی هیکل در مقابلش قرار گرفت و شخصی سوار آن اسب است که پاهای وی در رکاب و همچنین زین اسبش معلوم است ولی خود او که چهره‏اش در هاله‏ای از نور قرار دارد قابل مشاهده نیست اسب مزبور سر خود را به زمین می‏زند و قصد حرکت می‏کند ولی نمی‏تواند در همین حال کلماتی از آن شخص سوارکار که چهره‏اش هاله‏ای از نور داشت می‏شنود که می‏گوید:  «چیزی که مربوط به ما باشد برای ما فرقی نمی‏کند آن را انسان بخورد یا حیوان ولی چیزی را که به ما بسپارند حفظش می‏کنیم.»

این را می‏گوید و ناپدید می‏شود او وقتی به خود می‏آید بیدار می‏شود متوجه می‏شود که آن سوار، حضرت عباس علیه‏السلام است و با این صحنه آگاه می‏گردد که بیمه‏ی با آن جناب صحیح است و افرادی پیدا می‏شوند که با حیوان فرقی ندارند بلکه از حیوان هم پست‏تر و گمراهتر هستند. اولئک کالانعام بل هم اضل سبیلا ( سوره احزاب آیه 179. )



موضوعات مرتبط : کرامات حضرت عباس(علیه السلام) ,
برچسب ها: بیمه حضرت ابوالفضل ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1393 11:10 ق.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 23 بهمن 1392 02:22 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
کربلا پاره ای از بهشت است

قال رسول اللّه (ص): یا جابر زُر قبر الحسین علیه السلام بکربلا فانّ کربلا قطعة من الجنّة.

رسول خدا (ص) فرمود:ای جابر زیارت کن قبر حسین علیه السلام را در کربلا، پس هر آینه کربلا پاره ای از بهشت است.

 

 

خدا هم طول عمر به جابر داد و موفّق گردید قبر حسین را زیارت نماید. یقینا حدیث مشهور زیارت جابر در روز اربعین را حسین علیه السلام شنیده اید. اگر چشم بصیرتی باشد سزاوار است خاک کربلا را توتیای چشم کنیم. خاکی که رسول خدا (ص) به آن متبرّک می شدند.[1] .

 

دارم اندر سر هوای کربلایت یاحسین 

دل شده غرق تمنّای وصالت یا حسین

 

من نه تنها واله و حیران بهامون غمت 

عالمی دل گشته دارای مبتلایت یاحسین

 

نور شمس و زهره و پروین ماه و مشتری 

همچو ذرّه پیش خورشید جمالت یا حسین

 

 

 پی نوشتها :

[1] پرتوی از عظمت حسین علیه السلام ص 84.

 

منبع: داستانهایی از زمین کربلا  ؛ ر- یوسفی



موضوعات مرتبط : برکات زیارت و تربت کربلا ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , بهشت , کربلا ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1393 11:14 ق.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 2 دی 1392 01:13 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
روایت دردهای زینب (س) - دیدار با مادر پس از كربلا

تمام دلسوختگان حرم كبریایی در قبرستان بقیع،مرقد پنهان فاطمه جمع گشته‌اند و بر مصیبت‌هایی كه بر او واقع شده، اشك می‌ریزند: - ای كاش فاطمه به اسیران می‌نگریستی، كه چگونه آن ها را شهربه شهر پراكندة‌ بیابان ها و در به در كردند!
ای فاطمه! اگر در دنیا زنده بودی و می‌ماندی، تا قیامت همواره برای ما صدا به گریه بلند می‌كردی.
این صحنه بر سینة عقیلة بنی هاشم آن قدر سنگین و طاقت فرسا بود، كه بیهوش گشت. دختران و زنان تنها پناه خویش را در برگرفتند و او را به هوش آوردند.

 

6.jpg 


زینب شروع به خواندن مرثیه و روضه نمود كه: «مادرم! آن قدر تازیانه بر بدنم زده‌اند كه مجروح گشته است. اما مادر برایت از سفر عشق سوغات وفا آورده‌ام. بوی بهشت و یاس می‌دهد؛ بوی پیامبر و علی را می‌دهد؛ بوی لؤلؤ و مرجان می‌دهد؛ بوی عطر بهشتی كه جبرئیل برایت آورده بود دارد؛ این پیراهن همان پیراهنی است كه وقت وداع با دختر دادی. اینك برخیز و بنگر كه پیراهن یادگار تو را آورده‌ام»
اشك زینب به سان سیل جریان یافت.

مردم مدینه وقتی آن پیراهن راكه بسیار بریدگی داشت، مشاهده كردند، همگی صدای گریه‌شان به آسمان برخاست.
زینب وقتی سوز دل مردم مدینه را دید، صدا زد كه: «ای مردم مدینه! دركربلا شما نبودید تا بنگرید چگونه حجت خدا و سیّد جوانان بهشت را كشتند، نبودید تا ببینید چگونه خیمه‌های اهل بیت عصمت و طهارت را به آتش كشیدند، نبودید تا بنگرید چگونه بر دختران فاطمه زهرا تازیانه و سیلی نثار می‌نمودند.
مردم مدینه بنگرید، این بریدگی هایی كه در این پیراهن می‌بینید، جای تیرها و شمشیرها و نیزه‌های دشمن است.»
سپس با مادر خود شروع به راز دل گفتن، از ظهر عاشورا؛ از عصر عاشورا؛ از شام غریبان؛ از سرهای بریده؛ از مصیبت سیدالساجدین؛ از غربت وجان دادن طفلان در زیر بوته های خار، از جان دادن رقیه ..... نمود. می‌گفت و می‌گفت و می‌گریست و گزارش سفر خویش برمادر خویش عرضه می‌دانست.



موضوعات مرتبط : زنان عاشورایی ,
برچسب ها: حضرت زینب (س) , كربلا , مادر ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1393 11:17 ق.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 21 آذر 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
درس آزادی روح (آزادگی)
حسین فرزند پیغمبر است. او وقتی ایمان خود را به تعلیمات پیغمبر نشان می دهد، پیغمبر جلوه می کند، پیغمبر متجلی می شود، آن چیزهایی که بشر همیشه به زبان می آورد، ولی در عمل او کمتر دیده می شود در وجود حسین دیده می شود. چطور روح بشر این مقدار شکست ناپذیر می شود؟ سبحان الله! بشر به کجا می رسد، روح بشر چقدر شکست ناپذیر باید باشد که بدنش قطعه قطعه می شود، جوانانش جلوی چشمش قلم قلم می شوند، در منتهی درجه تشنه می شود و حتی به آسمان که نگاه می کند، به نظرش ‍ تیره و تار است، خاندانش را می بیند که اسیر می شوند هر چه داشته از دست داده است، ولی یک چیز برای او باقی مانده و آن روحش است. هرگز روحش شکست نمی خورد. (1) .

 پاورقی

(1) حماسه حسینی، ج 1، ص 82.



موضوعات مرتبط : فضائل حسینی ,
برچسب ها: آزادی , درس آزادگی ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1393 11:24 ق.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 20 آذر 1392 12:12 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
گریه حضرت زكریا بر امام حسین علیه السلام

مولایمان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در پاسخ سعدبن عبدالله در ضمن حدیثی طولانی می فرماید:

حضرت زكریا علیه السلام از پروردگارش درخواست نمود كه اسامی پنج تن را به او بیاموزد.

 125.jpg

جبرئیل علیه السلام بر او نازل شد و آنها را به او آموخت. هر گاه كه حضرت زكریا علیه السلام  اسم محمد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها و حسن علیه السلام را می‌برد اندوهش برطرف می‌شد، ولی همین كه اسم حسین علیه السلام را می برد بغض گلویش را می فشرد و نفسش به شماره می افتاد و گریه اش می گرفت.

روزی گفت: خداوندا، چه سری دارد كه هر گاه اسم چهار نفر از اینان را می‌برم غم و اندوهم برطرف می شود و خاطرم تسكین می یابد، ولی هنگام نام بردن از حسین علیه السلام اشكم جاری و آه و ناله ام بلند می شود؟

خداوند متعال داستان
حسین علیه السلام را به او خبر داد و فرمود: (كهیعص)(آیه 1سوره مریم) .

كاف اسم كربلا، هاء هلاك خاندان پیامبر
صلی الله علیه و آله، یاء یزید كه به حسین علیه السلام ظلم و ستم نمود، عین اشاره به عطش و تشنگی حسین علیه السلام و صاد صبر اوست .

حضرت زكریا علیه السلام كه این مطالب را شنید سه روز از مسجدش بیرون نرفت و دستور داد كسی بر او وارد نشود و شروع به گریه و زاری نمود و ذكر مصیبت او این عبارت بود: خداوندا، آیا بهترین آفریدگانت به فرزندش مصیبت زده می‌شود؟ آیا چنین مصیبتی بر آستانه آنان فرود می آید؟

 

منبع : فاطمه الزهرا ، رحمانی همدانی ، بحارالانوار ،ج52،ص84 ؛ شجره طوبی ، ج2 ، ص403



موضوعات مرتبط : عاشورا در کلام پیامبران و امامان ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , گریه , حضرت زكریا علیه السلام ,
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 آذر 1392 05:39 ب.ظ
تاریخ ارسال : سه شنبه 12 آذر 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
توسل به حضرت زینب سلام الله علیها

سید جلیل و فاضل نبیل، جناب آقای سید حسن برقعی واعظ، ساکن قم، چنین مرقوم داشته اند:

آقای قاسم عبدالحسینی، پلیس موزه آستانه مقدسه حضرت معصومه (سلام الله علیها) و در حال حاضر، یعنی سنه 1348، به خدمت مشغول است و منزل شخصی او در خیابان تهران، کوچه آقابقال برای این جانب حکایت کرد که در زمانی که متفقین محمولات خود را از راه جنوب به شوروی می بردند و در ایران بودند من در راه آهن خدمت می کردم. در اثر تصادف با کامیون سنگ کشی یک پای من زیر چرخ کامیون رفت و مرا به بیمارستان فاطمی شهرستان قم بردند و زیر نظر دکتر مدرسی که اکنون زنده است و دکتر سیفی معالجه می نمودم، پایم ورم کرده بود به اندازه یک متکا بزرگ شده بود و مدت پنجاه شبانه روز از شدت درد حتی یک لحظه خواب به چشمم نرفت و دایما از شدت درد ناله و فریاد می کردم. امکان دانشت کسی دست به پایم بگذارد؛ زیرا آن چنان درد می گرفت که بی اختیار می شدم و تمام اطاق و سالن را صدای فریادم فرا می گرفت و در خلال این مدت به حضرت زهرا و حضرت زینب و حضرت معصومه (سلام الله علیها) متوسل بودم و مادرم بسیاری از اوقات در حرم حضرت معصومه می رفت و توسل پیدا می کرد و یک بچه که در حدود سیزده الی چهارده سال داشت و پدرش کارگری بود در تهران در اثر اصابت گلوله ای مثل من روی تختخواب پهلوی من در طرف راست بستری بود و فاصله او با من در حدود یک متر بود و در اثر جراحات و فرو رفتن گلوله، زخم تبدیل به خوره و جذام شده بود و دکترها از او مأیوس بودند و چند روز در حال احتضار بود و گاهی صدای خیلی ضعیفی از او شنیده می شد و هر وقت پرستارها می آمدند می پرسیدند تمام نکرده است؟ و هر لحظه انتظار مرگ او را داشتند.

شب پنجاهم بود. مقداری مواد سمی برای خود کشی تهیه کردم و زیر متکای خود گذاشتم و تصمیم گرفتم که اگر امشب بهبود نیافتم خود کشی کنم؛ چون طاقتم تمام شده بود.

مادرم برای دیدن من آمد، به او گفتم: اگر امشب شفای مرا از حضرت معصومه گرفتی فبها، و الا صبح جنازه مرا روی تختخواب خواهی دید و این جمله را جدی گفتم، تصمیم قطعی بود. مادر مغروب به طرف حرم مطهر رفت همان شب مختصری چشمانم را خواب گرفت، در عالم رؤیا دیدم سه زن مجلله از درب باغ (نه درب سالن) وارد اطاق من که هما بچه هم پهلوی من روی تخت خوابیده بود آمدند یکی از زنها پیدا بود شخصیت او بیشتر است و فهمیدم که اولی حضرت زهرا و دومی حضرت زینب و سومی حضرت معصومه سلام الله علیهم اجمعین - هستند حضرت زهرا جلو، حضرت زینب پشت سر و حضرت معصومه ردیف سوم می آمدند مستقیم به طرف تخت همان بچه آمدند و هر سه پهلوی هم جلو تخت ایستادند حضرت زهرا (سلام الله علیها) به آن بچه فرمودند: بلند شو. بچه گفت: نمی توانم فرمودند: بلند شو. گفت: نمی توانم فرمودند: تو خوب شدی. در عالم خواب دیدم بچه بلند شد و نشست من انتظار داشتم به من هم توجهی بفرمایند، ولی بر خلاف انتظار حتی به سوی تحت من توجهی نفرمودند، در این اثناء از خواب پریدم و با خود فکر کردم معلوم می شود آن بانوان مجلله به من عنایتی نداشتند.

 

19.jpg

 

دست کردم زیر متکا و سمی که تهیه کرده بود بر دارم و بخورم، با خود فکر کردم ممکن است چون در اتاق ما قدم نهاده اند از برکت قدوم آنها من هم شفا یافته ام، دستم را روی پایم نهادم دیدم درد نمی کند، آهسته پایم را حرکت دادم دیدم حرکت می کند، فهمیدم من هم مورد توجه قرار گرفته ام، صبح شد پرستارها آمدند و گفتند: بچه در چه حال است به این خیال که مرده است، گفتم: بچه خوب شد، گفتند چه می گویی؟! گفتم حتما خوب شده، بچه خواب بود، گفتم بیدارش نکنید تا اینکه بیدار شد، دکترها آمدند هیچ اثری از زخم در پایش نبود گویا ابدا زخمی نداشته اما هنوز از جریان کار من خبر ندارند.

پرستار آمد باند و پنبه را طبق معمول از روی پای من بردارد و تجدید پانسمان کند چون ورم پایم تمام شده بود، فاصله ای بین پنبه ها و پایم بود، گویا اصلا زخمی و جراحتی نداشته.

مادرم از حرم آمد، چشمانش از زیادی گریه ورم کرده بود، پرسید: حالت چطور است؟ نخواستم به او بگویم شفا یافتم؛ زیرا از فرح زیاد ممکن بود سکته کند، گفتم: بهتر هستم رو عصایی بیاور برویم منزل. با عصا (البته مصنوعی بود) به طرف منزل رفتم و بعدا جریان را نقل کردم. و اما در بیمارستان، پس از شفا یافتن من و بچه، غوغایی از جمعیت و پرستارها و دکترها بود، زبان از شرح آن عاجز است، صدای گریه و صلوات، تمام فضای اطاق و سالن را پر کرده بود.[1] .

 

 

پی نوشتها :

[1] داستانهای شگفت آیة الله دستغیب ص 168.

 

منبع : دویست داستان از فضایل، مصایب و کرامات حضرت زینب ؛ عباس عزیزی



موضوعات مرتبط : کرامات حضرت زینب(سلام الله علیها) ,
برچسب ها: حضرت زینب سلام الله علیها , توسل ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1393 11:28 ق.ظ
تاریخ ارسال : یکشنبه 3 آذر 1392 11:32 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
هدف عاشورا - زنده کردن عزت اسلام
وجه تمایز شیعیان جهان در طول تاریخ اسلامی با دیگر مسلمانان الگوپذیری از امامان معصوم، و مقتدا قرار دادن این رهروان راستین شریعت محمدی ـ صلی الله علیه و آله ـ و عشق و ایمان حقیقی به این مشعلان فروزان جامعه بشری بوده است. به دلیل اعتقاد به مشروعیت انحصاری امام معصوم و منصوص بود كه در نزد شیعه تا قبل از غیبت، تمامی قدرتهای حاكم صراحتاً نامشروع تلقی می‌شوند و از زمان غیبت به بعد نیز سازش و همراهی با حكومت‌هایی كه جامع شرائط نیابت از امام غایب نبوده‌اند اگر نه ناممكن بلكه همواره دشوار بوده است.

السلام علیک یا ابا عبدالله

شیعیان همواره در اقتدا به امامان خویش در سازش‌ناپذیری با حاكمان جور شهره بوده‌اند و عزت و افتخار خود را در قیام بر علیه باطل جستجو می‌كرده‌اند. در بررسی و تبیین بهتر این مسئله توجه به دلایل قیام امام حسین ـ علیه السّلام ـ برای درك بهتر نوع الگوپذیری شیعیان از ایشان در كسب عزت و افتخار اسلامی ضروری است كه در اینجا با توجه به حفظ اختصار تنها به ذكر دو نمونه اكتفا می‌كنیم:

1ـ انجام تكلیف در سخت‌ترین شرائط: اساسی‌ترین عامل برای قیام امام حسین ـ علیه السّلام ـ انجام تكلیف الهی و عمل به فریضة امر به معروف و نهی از منكر بوده است، علامه طباطبائی در تفسیر آیة،  «فقاتل فی سبیل الله لاتكلف الاّ نفسك و حرّض المؤمنین»(1)
 می‌فرمایند منظور از لا تكلّف الا نفسك این است كه هر انسانی مكلّف به انجام وظیفة خویش است زیرا خداوند خطاب به پیامبر می‌فرماید اگر مردم در امر جهاد كندی و سستی كنند وظیفة شخصی تو به قوّت خود باقی است، تو خود به مقاتله بپرداز و البته وظیفة تو نسبت به دیگران ترغیب و تشویق آنان نیز خواهد بود(2)
بر این اساس در جامعه اسلامی اگر هر كس تنها به وظیفة خود عمل كند و دیگران را نیز امر به معروف و نهی از منكر نماید عزت و افتخاری از آن بالاتر در سربلندی آن جامعه متصوّر نخواهد بود. امام حسین ـ علیه السّلام ـ در نخستین گامهای تاریخی خویش در پاسخ مروان بن حكم فرستاده یزید برای اخذ بیعت از ایشان ضمن تشریح جایگاه خود و یزید فرمودند:
«... و مثلی لا یبایع مثله»(3) «...فردی همچون من با فردی مثل یزید بیعت نمی‌كند...»
نكته در اینجاست كه ایشان این عدم بیعت را متعین در یك شخصیت خارجی خاص و منحصر به زمانی خاص نمی‌دانستند بلكه به اعتقاد ایشان هركس پیرو راستین ایشان باشد با فرد فاسقی همچون یزید سازش نخواهد كرد بر این اساس در هر زمانی تكلیف شیعیان در برابر یزیدیان زمان روشن خواهد بود. امام در حین خروج از مدینه در وصیت نامه‌ای كه به برادر گرامی‌شان محمدبن حنفیه نوشتند پس از اقرار به وحدانیت الهی فرمودند: «... انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنكر»(4) «...همانا خروج من برای طلب اصلاح در امت جدم و انجام امر به معروف و نهی از منكر بوده است.» كه در این عبارت به خوبی فلسفه قیام ایشان و درسی كه شیعیان باید از آن بگیرند مشهود است.

2ـ پاسداری از اسلام و امامت در كربلاء: نكته دوم در انگیزه قیام امام حسین ـ علیه السّلام ـ كه می‌تواند بهترین درس برای شیعیان ایشان باشد پاسداری از اسلام و امامت بود. هدف امام در پاسداری از اسلام مقابله با وضعیتی بود كه در ضمن آن حلال الهی حرام و حرام الهی حلال گردیده بود، حق و حقیقت قربانی هوی و هوسهای هوسبازان شده و بطور كلی اسلام در معرض خطر بعدی قرار گرفته بود این وضعیتی است كه در هر زمانی رخ دهد تكلیف مسلمانان بر قیام علیه باطل و احقاق حق برای پاسداری از دین اسلام تعلق خواهد گرفت، الگوی دیگر واقعه عاشورا پاسداری از مقام والای امامت و ولایت بود كه اصحاب امام در شب عاشورا علیرغم اعلام رفع بیعت امام از ایشان با قلبی آكنده از عشق الهی و علاقه شدید به امام خویش ایستادگی و صلابت خود را در دفاع از مقام شامخ ولایت تا آخرین قطره خون اعلام داشتند و عزت و افتخار شهادت در راه حق را بر ذلت زندگی تحت حاكمیت باطل ترجیح دادند.(5) این بزرگترین درسی است كه ما در حادثه خونین كربلا می‌توانیم از یاران با وفای امام بگیریم شب عاشورا كه به حق باید آن را شب پاسداری از مقام امامت و ولایت نامید بهترین ترجمان كسب عزت و افتخار جامعه اسلامی را در پیروی و حمایت قاطع از مقام ولایت می‌داند، شیعیان به حق آموخته‌اند در موقعیتی كه كیان اسلام در معرض خطر قرار می‌گیرد همچون امام خویش تا آخرین لحظه كه خود و یاران و زنان و فرزندانش را در معرض شهادت و اسارت می‌دید ولی هرگز حاضر به پذیرش ذلت زندگی تحت حاكمیت ظلم نشد بلكه مرگ در این راه را سعادت توصیف نمود،(6) آنان نیز با الهام از این حادثه عزت و سربلندی خود را در پیروی از مقام ولایت و قیام علیه حاكمان طاغوت جستجو كنند. دشمنان انقلاب اسلامی با درك اهمیت این مسئله همواره سعی داشته‌اند با تبلیغات سوء و دشمنی‌های مكرر در این پیوستگی بین رهبر و جامعه اسلامی رخنه ایجاد نمایند لكن تا زمانی كه اتحاد و پیروی مردم از ولی فقیه جامعه اسلامی به قوت خود باقی است عزت و افتخار ایشان نیز محفوظ، و نظام اسلامی با شكوه و صلابت به راه خود ادامه خواهد داد «انشاء الله»

 

پی نوشتها :
1- سورة نساء، آیة 84.
2- علامه طباطبائی،‌ تفسیر المیزان، ج5، مركز فرهنگی رجاء، چاپ چهارم 1367، ص 41.
3- ناسخ التواریخ، ج1، ص 386.
4- همان، ج2، ص 9.
5- ر.ك: سیدهاشم رسولی محلاتی، زندگانی امام حسین ـ علیه السّلام ـ تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم 1378، ص 393 به بعد.
6- «انی لا اری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما» بحارالانوار، ج44 ص 381.



موضوعات مرتبط : فلسفه و نتایج عاشورا ,
برچسب ها: ashura , عاشورا , muharram , محرم ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1393 11:38 ق.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 23 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
سفره حضرت ام‏ البنین علیهاالسلام

حجة الاسلام و المسلمین آقای صادقی واعظ، که یکی از ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت در حوزه‏ی علمیه قم می‏باشند نقل کردند:

یکی از سالها در تهران منبر می‏رفتم، روز تاسوعا بود، سوار تاکسی شدم که به طرف مسجد آیت الله ا... زاده مرحوم حاج سید احمد بروجردی (قدس سره) بروم، مسیر حرکت از میدان شهدا به طرف صددستگاه بود، در مسیر به ترافیک برخوردیم که از رفت و آمد هیئتها ایجاد شده بود، راننده گفت: چه خبر است؟! گفتم: مگر شما مسلمان نیستید؟ گفت من مسیحی هستم. گفتم: امروز روز تاسوعا و روز عزاداری برای اهل‏بیت است که به روز حضرت اباالفضل علیه‏السلام معروف است گفت: من حضرت اباالفضل علیه‏السلام را خوب می‏شناسم سپس افزود: من بچه‏دار نمی‏شدم بعد از مدتی هم که بچه‏دار شدم دو پایش فلج شد هر چه ثروت داشتم خرج کردم منزل و ماشینم را فروختم  ولی نتیجه گرفته نشد یکی از شبها آمدم منزل، دیدم زنم گریه می‏کند، گفتم چه خبر است؟ گفت: اینجا که مستأجر هستیم صاحبخانه امروز مرا به سفره‏ی ام ‏البنین علیهاالسلام دعوت کرده است.

 

84.jpg

 

 گفتم ام‏ البنین کیست؟ (برایم شرح داد) و گفت: من هم بچه‏ی فلجم را بردم سر سفره‏ی روضه و متوسل به حضرت اباالفضل شدم حالا امشب هم ما دو نفری بچه‏ها را بغل کرده به آن حضرت توسل بجوییم و همین کار را کردیم شب در ایوان خوابیده بودیم نصف شب دیدم بچه بلند شده و می‏دود گفتم چه خبر است؟ دستش را گرفتم گفت: این آقا، اسب سوار کیست؟ این بود معجزه‏ی حضرت اباالفضل العباس علیه‏السلام. 

 

 

منبع:کرامات باب الحوایج (زندگانی حضرت ابوالفضل العباس و سی و چهار کرامت و عنایت آن حضرت) ؛ سید بشیر حسینی ؛ نسیم حیات صفحات73 و 74



موضوعات مرتبط : کرامات حضرت عباس(علیه السلام) ,
آخرین ویرایش: جمعه 24 آبان 1392 11:27 ق.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 22 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
چشم گریان،چشمه فیض خداست

گریستن بر اباعبدالله الحسین‏«ع‏لیه السلام» ثواب بسیاری دارد.(1) فرشتگان،پیامبران،زمین و آسمان،حیوانات صحرا و دریا هم بر عزاى حسین‏«ع‏لیه السلام» گریسته‏اند. (2)

اشک ریختن،نشانه پیوند قلبى با اهل بیت و سید الشهداء ع‏لیه السلام است.اشك،دل راسیراب مى‏كند،عطش روح را بر طرف مى‏سازد و حاصل محبتى است كه نسبت‏به‏ اهل بیت‏ حاصل مى‏شود. همدلى و هماهنگى روحى با ائمه،ایجاب مى‏كند كه در شادى ‏آنان شاد و در غمشان محزون باشیم.این نشان شیعه است كه‏«یفرحون بفرحنا و یحزنون‏لحزننا...» (3) قلبى كه مهر حسین‏«ع‏لیه السلام» را داشته باشد ،بى شك به یاد مظلومیت و شهادت او مى‏گرید. اشك، زبان دل و شاهد عشق است.

گریستن در سوگ شهداى كربلا،تجدید بیعت‏با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذیه‏ فكرى و روحى با این مكتب است و اشك ریختن،نوعى امضا كردن پیمان و قرارداد مودت با سید الشهدا است.

 چرا گریه برای امام حسین؟

ائمه شیعه، گریستن بر مظلومیت اهل بیت و عزاى حسینى را تاكید كرده و شهادت اشك را بر صداقت عشق،پذیرفته‏اند. امام صادق‏«ع‏لیه السلام»فرموده است:

«نزد هر كس كه ما یاد شویم و چشمانش اشک ‏آلود شود،حتى اگر به اندازه بال مگسى‏ باشد،خداوند گناهانش را مى‏بخشاید،هر چند چون كف دریا فراوان باشد.» (4) به گفته صائب:

در سلسله اشک بود گوهر مقصود              گر هست ز یوسف خبر،این قافله دارد

دستور امامان به گریستن بر امام حسین‏«ع‏لیه السلام» بسیار اكید است. امام رضا«ع‏لیه السلام»به ریان بن ‏شبیب در حدیث مفصلى فرمود: «یابن شبیب!ان كنت‏باكیا لشى‏ء فابك للحسین بن على بن‏ابى طالب فانه ذبح كما یذبح الكبش...». (5) اگر بر چیزى گریه مى‏كنى،بر حسین بن على گریه‏ كن،كه او را همچون گوسفند،سر بریدند.در حدیث دیگرى فرموده است:«محرم، ماهى‏ است كه مردم دوره جاهلیت جنگ در آن را ناروا مى‏دانستند،ولى در این ماه،دشمنان،خون ما را بناحق ریختند و هتك حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارت‏ گرفتند و به خیمه‏ هاى ما آتش زدند و غارت كردند و در كار ما، براى رسول خدا هیچ‏ حرمتى را رعایت نكردند.روز حسین ع‏لیه السلام ( عاشورا)پلكهاى ما را مجروح و اشکهایمان راجارى كرد و ما از سرزمین كربلا،گرفتارى و رنج‏ به میراث بردیم.

پس باید بر كسى ‏همچون حسین ع‏لیه السلام،گریه‏ كنندگان بگریند،كه «گریه بر او، گناهان بزرگ را هم فرو مى‏ریزد.» (6) خود امام حسین‏«ع‏لیه السلام»فرموده است:«انا قتیل العبرة،لا یذكرنى مؤمن الا بكى‏»، (7) من‏كشته اشكم،هیچ مؤمنى مرا یاد نمى‏كند مگر آنكه(بخاطر مصیبتهایم)مى‏گرید.

امام‏ سجاد«ع‏لیه السلام»بیست‏ سال بر امام حسین علیه السلام گریست و هرگز طعامى پیش او نمى‏گذاشتند مگر آنكه گریه مى‏ كرد. (8)

به فرموده امام صادق‏«ع‏لیه السلام»:هر ناله و گریه‏اى ناپسند ومكروه است،مگر نالیدن و گریستن بر حسین علیه السلام:«كل الجزع و البكاء مكروه‏سوى الجزع و البكاء على الحسین‏». (9)

هم گریستن،هم گریاندن، هم خود را شبیه گریه‏ كنندگان در آوردن(تباكى)پسندیده‏است و اجر دارد.

نکته مهم :

این همه فضیلت كه براى گریه بر حسین‏«ع‏لیه السلام»بیان شده و اینكه اشك‏ چشم،آتش دوزخ را فرو مى‏نشاند و غمگین شدن در سوگ شهیدان كربلا ایمنى از عذاب‏است،در صورتى است كه گناه و فسق و آلودگى انسان در حدى نباشد كه مانع رسیدن این‏فیض الهى گردد. اشکى كه مبین پیوند عاطفى و رابطه مكتبى و اتصال روحى با راه و فكرو خط ائمه و سید الشهداست،حتما زمینه‏ساز پرهیز از گناه مى‏گردد.به تعبیر شهیدمطهرى:«گریه بر شهید،شركت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت ‏با نشاط او و حركت اوست...امام حسین‏«ع‏لیه السلام» بواسطه شخصیت عالیقدرش ، بواسطه شهادت‏ قهرمانانه‏اش ،مالك قلبها و احساسات صدها میلیون انسان است.

اگر كسانى كه بر این‏ مخزن عظیم و گرانقدر احساسى و روحى گمارده شدند، یعنى سخنرانان مذهبى،بتوانند از این مخزن عظیم در جهت هم شكل كردن و همرنگ كردن و هم احساس كردن روحها باروح عظیم حسینى بهره‏بردارى صحیح كنند،جهانى اصلاح خواهد شد.» (10) پس مهم، شناخت فلسفه گریه در راستاى احیاى عاشورا و زنده نگهداشتن مراسم حسینى وفرهنگ كربلاست ،نه گناه كردن و آلودگى ،به امید پاك شدن با چند قطره اشك! معلوم‏نیست كه دل و جان آلوده،آن همسویى را با امام داشته باشد كه با یاد مصائبش گریه كند.

گریه در فرهنگ عاشورا،سلاح همیشه برانى است كه فریاد اعتراض به ستمگران رادارد.«اشك‏»، زبان دل است و گریه،فریاد عصر مظلومیت.رسالت اشك نیز پاسدارى از«خون شهید»است.

امام خمینى‏«ره‏»فرمود:«هر مكتبى،تا پایش سینه‏زن نباشد،تا پایش‏گریه‏كن نباشد،تا پایش توى سر و سینه‏زن نباشد حفظ نمى‏شود...»، (11) «گریه كردن برشهید،نگهداشتن، زنده نگهداشتن نهضت است‏»، (12) «گریه كردن بر عزاى امام حسین،زنده‏نگهداشتن نهضت و زنده نگهداشتن همین معنى است كه یك جمعیت كمى در مقابل یك‏امپراطور بزرگ ایستاد...،آنها از همین گریه‏ها مى‏ترسند، براى اینكه گریه‏اى است كه گریه ‏بر مظلوم است،فریاد مقابل ظالم است.» (13)

اشک،سر فصل محبت و مودت است و برخاسته از عشقى است كه خداوند در دلها قرار داده كه نسبت‏ به حسین بن على‏«ع‏لیه السلام»مجذوب مى‏شود.به فرموده رسول خدا«ص‏» :

«ان لقتل الحسین حرارة فى قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا». (14) براى شهادت حسین‏علیه السلام حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى‏شود.

كدام عاشق در این ره در بلا نیست؟ كدامین دل شما را مبتلا نیست؟ اگر در سوگتان شد دیده نمناك اگر از عشقتان دل گشت غمناك گواه عشق ما این دیده و دل رساند«اشک‏» و «غم‏»ما را به منزل كنون ماییم و درد داغدارى كنون ماییم و اشک و سوگوارى هنوز اشک عزا پیوسته جارى است رواق چشممان آیینه‏ كارى است غدیر ما محرم دارد امروز محرم ،بذر غم مى‏كارد امروز (15)

امروز هم ، اشک و گریه ، رابط ما با حسین است و ما با شور اشکهایمان ، سر سفره‏ محبت‏ سید الشهداء ع‏لیه السلام نشسته‏ایم و نمك پرورده ابا عبد الله هستیم ، از این رو،این مهر با شیرمادر در جان ما وارد شده و با جان هم به در مى‏شود.

پى‏نوشتها

1-      احادیث ثواب و آثار گریه بر امام حسین‏«ع‏»را از جمله در بحار الانوار،ج 44،ص 279 تا 296 مطالعه كنید.

2-      سفینة البحار،ج 1،ص 97،بحار الانوار،ج 45،ص 220 به بعد.

3-      میزان الحكمه،ج 5،ص 233.

4-      وسائل الشیعه،ج 10،ص 391.

5-      بحار الانوار،ج 44،ص 286.

6-      همان،ص 283.

7-      همان،ص 279.

8-      همان،ج 46،ص 108.

9-      بحار الانوار،ج 45،ص 313.

10-   شهید(ضمیمه قیام و انقلاب مهدى)،ص 124 و 125.

11-   صحیفه نور،ج 8،ص 70.

12-   همان،ج 10،ص 31.

13-   همان-ج 10،ص 31.

14-   جامع احادیث الشیعه،ج 12،ص 556.

15-   از مثنوى‏«اهل بیت آفتاب‏»از مؤلف.



موضوعات مرتبط : عزاداری و آداب آن ,
آخرین ویرایش: یکشنبه 19 آبان 1392 12:10 ب.ظ
تاریخ ارسال : یکشنبه 19 آبان 1392 12:12 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
به وسیله‏ی خواندن زیارت عاشورا مرض از بین رفت

علامه بزرگوار حضرت آیت الله شیخ حسن فرید گلپایگانی که از علمای تهران هستند از استاد خود مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی نقل کردند: در اوقاتی که در سامرا مشغول تحصیل علوم دینی بودم اهالی سامرا به بیماری وبا و طاعون مبتلا شدند و همه روزه عده‏ای می‏مردند. روزی در منزل استادم مرحوم سید محمد فشارکی (اعلی الله مقامه) با جمعی از اهل علم نشسته بودم، ناگهان مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی تشریف آوردند و صحبت از بیماری وبا شد که همه در معرض خطر مرگ هستند. مرحوم میرزا فرمودند: اگر من حکمی بدهم انجام می‏شود یا نه؟ همه‏ی اهل مجلس گفتند: بلی! سپس فرمودند: من حکم می‏کنم که شیعیان ساکن سامرا از امروز تا ده روز همه مشغول خواندن زیارت عاشورا شوند و ثواب آن را به روح شریف نرجس خانم والده‏ی ماجده‏ی حضرت حجة بن ‏الحسن علیه‏السلام هدیه نمایند تا این بلاها از آن‏ها دور شود. اهل مجلس نیز این حکم را  به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول خواندن زیارت عاشورا شدند. همه روزه عده‏ای از سنی‏ها می‏مردند به طوری که این موضوع برای همه آشکار شد و برخی از سنی‏ها از شیعه‏ها پرسیدند: دیگر کسی از شماها تلف نشده است؟

 

http://www.taknaz.ir/upload/61/0.922477001322404135_taknaz_ir.jpg

 

آنها گفتند: شیعیان زیارت عاشورا خواندند و بلا از آن‏ها دور شد. آقای گلپایگانی فرمودند: وقتی گرفتاری سختی برایم پیش می‏آمد، فرموده آن مرحوم یادم می‏آمد و از اول ماه سرگرم خواندن زیارت عاشورا می‏شدم و در روز هشتم به طور کامل برایم فرج می‏شد. (داستان‏های شگفت. )

 

منبع: کرامات حسینیه و عباسیه  ؛ موسی رمضانی‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاریخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 30 و 31



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
آخرین ویرایش: جمعه 10 آبان 1392 11:58 ق.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
اشعار حضرت زهرا سلام اللّه علیها
دارالسلام مرحوم نوری جلدیك صفحه دویست و چهارده از امالی مفید نیشابوری نقل شده :
خانم و مخدره ای كه نوحه گر و مداحه بنام زره بوده كه درتمام مجالس زنانه شركت میكرده و اقامه عزاداری حضرت سیدالشهداء اباعبداللّه الحسین علیه السلام را برپا می نموده و خانم خوب و جلسه ای و اهل تقوی بوده و مخدرات دیگر را تشویق به عزاداری و گریه مینموده خلاصه برای عزاداری اهلبیت هركاری كه از دستش برمی آمده انجام میداده .

 



یكشب كه بعد از جلسات به منزلش برمیگردد باحال خسته به بستر می رود و بخواب می رود.
یكوقت در عالم خواب می بیند كه مشرف شد محضر مقدس بی بی عالم فاطمه زهرا سلام اللّه علیها حضرت بی بی نزد قبر مقدس حضرت سید الشهداء
علیه السلام نشسته و گریه و زاری می كند.


و بعد با چشم گریان روبه این مخدره عنایت فرموده و می فرماید ای زره درمجالس عزای فرزند دلبندم سیدالشهداء
علیه السلام این اشعار را بخوان .
ایها العینان فیضا واستهلا لاتغیضا وابكیا بالطف میتا ترك الصدر و ضیضا لم امرضه قتیلا لا و لا كان مریضا یعنی : ای دو چشمان وای دودیده من اشك بسیار از چشم و دیده اشكبار بریزید، زیاد گریه كنید، و باشك كم اكتفا نكنید، و گریه كنید بر آن شهیدی كه در زمین كربلا افتاده و سینه اش زیر سم اسبها شكسته شده است مریض نبود و از دار دنیا رفته است یعنی نه مریض ااز دنیا رفت بلكه او را كشتند.



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
آخرین ویرایش: جمعه 10 آبان 1392 11:48 ق.ظ
تاریخ ارسال : سه شنبه 14 آبان 1392 10:14 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
سوگواری جغد برای امام حسین علیه‏ السلام

حسین بن ابی غندر می‏گوید: از امام صادق علیه‏السلام شنیدم که درباره‏ی جغد فرمودند: آیا کسی از شما این حیوان را در روز دیده است؟ (زیرا گفته شده است که جغد در روز ظاهر نمی‏شود). سپس فرمودند: آگاه باشید که او پیوسته در اماکن آباد زندگی می‏کرد؛ اما وقتی خبر شهادت امام حسین علیه‏السلام را شنید با خود عهد بست که هرگز در جای آباد زندگی نکند و تنها در خرابه‏ها به سر برد. حسین بن علی بن صاعد بریری که متولی قبر آقا امام رضا علیه‏السلام بود از پدر بزرگوارش نقل می‏کند: حضور آقا امام رضا علیه‏السلام شرفیاب شدم، ایشان فرمودند: آیا این جغد را می‏بینی؟ مردم درباره‏اش چه می‏گویند؟ گفتم: فدایت شوم! برای همین سؤال خدمت شما رسیده ام.

 

30.jpg

 

ایشان فرمودند: این جغد در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله در منازل و کاخ‏ها زندگی می‏کرد. وقتی مردم غذا می‏خوردند پرواز می‏کرد و در مقابل آن‏ها فرود می‏آمد و آن‏ها مقداری غذا برای او می‏انداختند و آن حیوان می‏خورد و می‏نوشید و به جای خود باز می‏گشت؛ اما بعد از شهادت آقا امام حسین علیه‏السلام از مکان‏های آباد به جاهای ویران و بیابان روی آورد و گفت: شما امت بدی هستید؛ زیرا پسر دختر پیامبرتان را کشتید و من از شما بر جان خود ایمن نیستم. ( ثمرات الحیات، ص 279. )

 

منبع: کرامات حسینیه و عباسیه  ؛ موسی رمضانی‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاریخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 49 و 50



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
آخرین ویرایش: جمعه 10 آبان 1392 11:29 ق.ظ
تاریخ ارسال : یکشنبه 12 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
درخت، خون می‏گرید

حضرت حجةالاسلام و المسلمین آقای شیخ علی موحد فرمودند: در ایام عاشورا به قصد نشر احکام دین به شهر لارستان رفته بودم. در این چند روزی که در آنجا اقامت داشتم در روز تاسوعای حسینی چند نفر از مردم خبر آوردند که شب گذشته از درخت سدری که در چهار فرسخی این جا است نوری شبیه مهتاب ظاهر شده است. عده‏ی زیادی از مردم برای تماشای آن درخت به آن محل آمده بودند. سپس روز عاشورا خبر رسید که شب گذشته از آن درخت نوری ظاهر نشد؛ اما نزدیک صبح قطرات خون از آن درخت بر زمین می‏ریخت و قطعه کاغذی که چند قطره خون از آن درخت بر آن ریخته بود همراه آورده بودند. جمعی از سنی‏های آن محل پس از دیدن این منظره مشغول فرستادن لعنت بر یزید و قاتلان آقا امام حسین علیه‏السلام شدند و با شیعیان در عزای سید و سالار شهیدان شرکت کردند. 

 

http://www.ashoora.ir/images/phocagallery/tarhhaye-mazhabi/hosein/thumbs/phoca_thumb_l_emam-hosein%20(148).jpg

 

منبع: کرامات حسینیه و عباسیه ؛ موسی رمضانی‏پور نوبت چاپ: هفتم تاریخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان صفحه 38



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
آخرین ویرایش: جمعه 3 آبان 1392 06:36 ب.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 8 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
گریه شیر بر امام حسین علیه السلام

عالم بزرگوار جناب سید محمد رضوی کشمیری، فرزند مرحوم سید مرتضی کشمیری نقل می‏کند: در کشمیر در دامنه کوهی، حسینه‏ای قرار دارد که می‏توان داخل آن را از بیرون دید و پشت بام آن مقداری باز است که از آن، روشنایی بیرون آید و هر سال در روز عاشورا برای امام حسین علیه‏ السلام مراسم عزاداری گرفته می‏شود تا شیعیان دور هم جمع بشوند. در شب اول محرم شیری وارد محوطه شد و به پشت بام حسینه رفت و از آن روزنه، به عزاداران نگاه می‏کرد و اشک از چشمانش سرازیر می‏شد و تا شب عاشورا هر شب همین کار را انجام می‏داد و بعد از مراسم از مجلس بیرون می‏رفت. (داستان‏های شگفت، ص 152. )

 

14.jpg

 

منبع: کرامات حسینیه و عباسیه  ؛ موسی رمضانی‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاریخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 35 و 36



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
آخرین ویرایش: جمعه 3 آبان 1392 06:17 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 6 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
تبدیل زعفران به آتش

مرحوم شیخ طوسی در شریف مجالس نقل می‏کند: مردی از لشکریان کربلا نزد ما بود، او هنگامی که برگشت یک شتر و مقداری زعفران باخود آورد. وقتی زعفران را خرد کردند، آتش شد و هر وقت یکی از زنان از آن زعفران به دست خود می‏مالید پیسی می‏گرفت. آن شتر را نیز کشتند و هر چه با کارد می‏بریدند، جای آن آتش می‏شد. هنگامی که پوست آن را کندند و آن را قطعه قطعه کردند آتش از آن بیرون می‏آمد و هر چه در زیر دیگ، آتش می‏گذاشتند آتش در دیگ می‏جوشید و از گوشت آن در کاسه‏ای ریختند، دوباره به آتش تبدیل می‏شد سپس استخوانی از آن برداشتیم، وقتی آن را با کارد بریدیم جای آن آتش پیدا شد. (اثبات الهداة، ص 181. )

 

13.jpg

 

منبع: کرامات حسینیه و عباسیه  ؛ موسی رمضانی‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاریخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحه 35




موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
آخرین ویرایش: جمعه 3 آبان 1392 06:12 ب.ظ
تاریخ ارسال : شنبه 4 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
عید سعید غدیر خم مبارک باد

جبریل از آسمان تبسم آورد                        شیرینی دین برای مردم آورد

نعمت ز ولایت علی بهتر چیست؟                والله  که «أتممت علیکم» آورد

 

« یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »

 

در آینه مهر و مه شکوفایی کرد                   دستان علی بلند بالایی کرد

آن روز خداوند خودش مردم را                      از سوره مائده پذیرایی کرد


تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.20Tools.comعید سعید غدیر، تجلی خواست خالق، روح آفرینش، برانگیزاننده ستایش و دست‏های بلندی که انسان خاکی را به افلاک می‏کشاند، مبارک باد.تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.20Tools.com


درویش علی گو شده كف می زند امشب

در شادی شاهیِ تو دف می زند امشب

هر ناد علی گو به هدف می زند امشب

زهرا به دلش مهر نجف می زند امشب




صد بادیه سرمست از آن خم می شد                      ابلیس به زیر دست و پا گم می شد

آن روز تمام شاعران می دیدند                                لب های خدا پر از تبسم می شد



رسول خدا صلی الله علیه و آله:

روز غدیر خم برترین عیدهاى امّت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و رهبر) امّتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند،

و آن روزى است كه خداوند در آن دین را تكمیل و نعمت را بر امّتم تمام كرد و اسلام را بعنوان دین براى آنان پسندید.

(امالى صدوق: 125)

 

« الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً »

 

روشن شدن پگاه دیدن دارد                        پرواز دل از نگاه دیدن دارد

بر قله کوهی از جهاز شتران                       خورشید کنار ماه دیدن دارد



هر صبح که با نام تو آغاز شود                                در سینه نزول رحمت احراز شود

یا رب تو گواهی که ز یک بسم الله                           صد ره به محمد و علی باز شود

 

تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.20Tools.comعید فرخنده غدیر خم، نزول برکت همه احساس‏های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی مبارک باد.تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.20Tools.com

 

جهان مثل علی مولا ندارد                          علیّ عالی اعلا ندارد

خدا گفتن به او کفر است اما                      خدا داند که او همتا ندارد




                                    امید خدا به ما نویدی بدهد                     در عید غدیر اجر مزیدی بدهد

                         از برکت ذکر یاعلی و صلوات                 حق با فرجش بر همه عیدی بدهد



غدیر

ولایت امیر المۆمنین علی علیه‏السلام، چشمه حیات لازَمان و لا مکانی است که در جوشش همواره خویش، هیچ کس را از آن بیعت تاریخی محروم نمی‏کند.

یاران! شتاب کنید،

مبادا از میوه‏های آسمانی این شاخه طوبی دستمان کوتاه بماند.


اللهم عجل لولیک الفرج

برچسب ها: امام علی علیه السلام , عکس عید غدیر خم , پیامک عید غدیر خم , عید غدیر خم ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 آبان 1392 07:44 ب.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 2 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
نخوردن آب توسط گوسفندان حضرت اسماعیل

حضرت اسماعیل علیه‏السلام گوسفندان فراوانی داشت. روزی چوپان، گوسفندان را برای چرا به صحرا برده بود و از آن‏ها مواظبت می‏کرد ناگهان چوپان متوجه شد که گوسفندان از آب فرات نمی‏نوشند، جریان را به حضرت اسماعیل علیه‏السلام گفتند و آن حضرت نیز از پروردگارش چاره جویی کرد. آن گاه از طرف خداوند ندا رسید: از خود گوسفندان علت آن را بپرس حضرت اسماعیل علیه‏السلام از گوسفندان پرسید: چرا از این آب نمی‏خورید؟ آن‏ها به اراده‏ی خداوند گفتند: فرزندت حسین علیه‏السلام در این سرزمین و در کنار این نهر، تشنه به شهادت می‏رسد، ما نیز به خاطر  غم و مصیبت او از این آب نخواهیم خورد. (بحارالانوار، ج 44، ص 243. )

 

11.jpg

 

منبع: کرامات حسینیه و عباسیه  ؛ موسی رمضانی‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاریخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 34 و 35



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
آخرین ویرایش: جمعه 26 مهر 1392 11:02 ق.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 1 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
ای باد حیا نمی كنی؟

مجلس عزاداری توی مدرسه بر پا كرده بودند و مرحوم حاج میرزا رضای همدانی  (كه یكی از علمای با اخلاص بوده ) در آنجا منبر می رود در آن فصل باد و باران و آفتاب و ابر با هم توام بود. یك روز وقتی كه حاج میرزا بالای منبر مشغول سخنرانی می گردد و بعد از آن روضه حضرت اباالفضل (ع ) را می خواند، ناگهان هوا طوفانی شد و باد شدیدی آمد كه بر اثر آن باد و طوفان چادری كه روی حیاط انداخته بودند به حركت در آورد و هر دقیقه باد شدیدتر می شد و سر و صدا راه انداخته بود.

 

35.jpg 


این مرد بزرگ وقتی این سر و صداها و این صحنه را می بیند دستش را از زیر عبا در می آورد و دو زانو مؤ دب روی منبر می نشیند و با انگشت سبابه اشاره به باد می كند و می فرماید: ای باد حیاء نمی كنی و خجالت نمی كشی ؟! چقدر یاغی و سركش شده ای ؟مگر نمی بینی و نمی شنوی كه من مشغول ذكر مصیبت آقایم قمربنی هاشم حضرت عباس (ع ) هستم . آن باد شدیدی كه برخاسته بود و می خواست چادر با آن عظمت را از بیخ و بن بكند،  آرام و ساكت شد و ایشان با كمال آرامش روضه حضرت را خواند.  وقتی كه روضه حضرت اباالفضل (ع ) تمام شد و از منبر پائین آمد دوباره طوفان شدیدی برخاست و چادر و پوشش را پاره پاره نمود.



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
آخرین ویرایش: جمعه 26 مهر 1392 10:56 ق.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 29 مهر 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
  • موضوعات CATEGORIES2

  • برچسبها TAGS