تبلیغات
سیدالشهداء علیه السلام
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
یا حسین همه عشق دنیا و آخرتم

برچسب ها: یاحسین ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 24 بهمن 1391 10:38 ق.ظ
تاریخ ارسال : سه شنبه 24 بهمن 1391 10:12 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
در خواص و فضائل گریه
در خواص گریه، می توان به هشت نکته اشاره کرد:

اول: این که صله‏ ی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) است. [1] .

دوم: مساعدت حضرت فاطمه (علیهاالسلام) است، زیرا که آن حضرت هر روز گریه می‏کند، و حضرت صادق (علیه‏السلام) فرمود: آیا دوست نمی‏داری که از جمله کسانی باشی که یاور و معین حضرت فاطمه (علیهاالسلام) باشند. [2]

سوم: اداء حق پیغمبر (صلی الله علیه و آله) خدا و ائمه‏ ی هدی به آن می‏ شود به مقتضای اخبار. [3]

چهارم: نصرت و یاری حسین (علیه‏السلام) در آنست، زیرا که یاری در هر وقتی به حسب آن وقت است.

پنجم: در آن تأسی انبیاء، ملائکه و عباد صالحین است.

ششم: اداء مزد رسالت است که مودت ذی‏ القربی است.

هفتم: ترک آن، جفا است به آن حضرت.[4]


هشتم: تسلی است از جمیع گریه ها و مصیبت ها، چنانکه حضرت رضا (علیه‏السلام) به پسر شبیب فرمود: اگر گریه خواهی کرد بر چیزی، پس گریه کن بر حسین بن علی (علیه‏السلام)، که او را ذبح نمودند مانند گوسفند، و شهید کردند با او، هجده نفر از اهل بیتش را که در روی زمین مثل و مانند نداشتند.

و در این حدیث یک نکته است که در خود آن جناب به ذبح تعبیر فرموده، و در اهل بیت به قتل، و شاید به سبب آن است که اهل بیت شهید شدند به سبب آن جراحت هائی که بر ایشان وارد شد، و به آن حضرت هم هر چند جراحت های کاری زده بودند که همانها کافی بود در مقصود ایشان، ولی اکتفا به آن ننمودند، بلکه او را ذبح نمودند مانند گوسفند، یعنی گرفتند و سرش را بریدند. [5]

شاید تشبیه به ذبح گوسفند از این جهت باشد که همچنان که قصاب گوسفند را می ‏کشد به دون خوف و ترس و کسی هم او را ملامت نمی‏کند، و عظمی در انظار ندارد، به همین قسم بی‏ خوف و مبالات مباشر ذبح آن سرور شدند، أسفی علیک یا مظلوم.

در فضائل گریه
در فضایل گریه، یعنی اموری که با آنها زیادتی دارد گریه بر سایر اعمال حسنه، و آن پنج  چیز است:

اول: این است که جایز است صلوات فرستادن بر گریه کننده، یعنی بگوئید به او صلی الله علیک، چنانکه در خبر است که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمود: «الا و صلی الله علی الباکین علی الحسین (علیه‏السلام)» [6] و مراد یا اخبار است، یا دعا، و به هر تقدیر مطلوب حاصل است.

دوم: آنکه گاهی فضیلت می ‏رسد [به فضیلت] اصعب اعمال، [و آن عبارت از این است] که شخص ولد عزیز خود را، بامر خدا و تقرب به سوی او، به دست خود قربانی کند، چنانکه از حدیث رضا (علیه‏السلام) ظاهر می‏ شود، که فرمودند: چون ابراهیم (علیه‏السلام) گوسفند را به عوض پسرش فدا نمود آرزو کرد که کاش پسرش را ذبح کرده بود، تا اینکه به ارفع درجات فائز می‏ گردید، پس خداوند به او وحی نمود قضیه هائله کربلا را، پس جزع کرد و گریست بر آن حضرت، پس وحی شد به او که این جزع را به عوض جزع تو بر اسمعیل قبول نمودم، و ارفع درجات را از برای تو قرار دادم. [7]

ولی این مطلب به هر کس نمی‏رسد مگر کسی که حسین (علیه‏السلام) در نزد او عزیز باشد به قسمی که در نزد ابراهیم عزیز بود، زیرا که در این روایت اول از ابراهیم (علیه‏السلام) سؤال شد که کیست محبوب‏تر پیش تو از جمیع خلق؟ عرض کرد: حبیب تو، وحی شد که آیا او محبوب‏تر است نزد تو یا نفس تو؟ عرض کرد بلکه او پیش من اعز است از نفسم، فرمود: آیا فرزند او محبوبتر است به نزد تو، یا فرزند خودت؟ عرض کرد فرزند او، فرمود آیا ذبح فرزند او به طریق ظلم و عدوان به دست دشمنان تو را بیشتر به درد می‏ آورد، یا ذبح خودت فرزندت را به دست خود در راه اطاعت من؟ عرض کرد: ذبح فرزند او، پس واقعه‏ ی کربلا از برایش بیان شد و گریست، و آن وحی به سوی او آمد که ذکر شد، پس ای کسانی که حسین (علیه‏السلام) در نزد شما محبوبتر از فرزند عزیز است، و ذبح او مانند گوسفند دل شما را بیشتر از ذبح فرزند به درد می‏ آورد، بشارت باد شما را که از برای شما، به هر جزعی ثواب قربانی اولاد خواهد بود (ان شاء الله).

سوم: آنکه حدی از برای او نیست در جانب قلت و از برای ثوابش در جانب کثرت به خلاف سایر اعمال. [8]

چهارم: و آن از عجایب است، که اگر محقق هم نشود در خارج و لکن شبیه آن واقع شود، باز ثواب آن حاصل است، یعنی اگر گریه نباشد و همان تباکی باشد، یعنی خود را شبیه نماید به گریه کننده، یعنی سر را به زیر اندازد، و صدا کند، و اظهار علامات رقت نماید، ثواب آنرا دارد [9] ، لکن باید تباکی هم لله باشد نه به جهت ریا، چنانکه بعضی توهم کرده ‏اند.

پنجم: آنکه آن بالاتر است از جمیع اقسام ایمان و اعمال صالحه از جهات چندی که بعضش گذشت و بعض آن بیاید (ان شاء الله).



پی نوشت :

م.حسرتی
1- بحار 207:45 - کامل الزیارات بابا 26 ص 81 .
2- بحار 209-208 :45 - کامل الزیارات بابا 26 ص 82 .
3- بحار 207:45 - کامل الزیارات باب 26 ص 81 .
4- بحار 205:45 - کامل الزیارات باب 26 ص 80-79 .
5- بحار 286:45 - عیون الاخبار 299:1 - امالی صدوق مجلس 27 ص 112 .
6- بحار 304:44 - تفسیر الامام العسکری(ع) ص 369 .
7 - بحار 226- 44:225 - عیون الاخبار 209 :1 .
8 - بحار 285:44 - کامل الزیارات بابا 26 ص 103-104 .
9- بحار 282:44 - امالی صدوق مجلس 29 ص 120 - 121 .




موضوعات مرتبط : عزاداری و آداب آن ,
برچسب ها: یا حسین. فضائل گریه ,
دنبالک ها: شبیر(ع) ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 03:52 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 23 بهمن 1391 11:43 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
مهدی بیا...مهدی بیا...مهدی بیا...

برچسب ها: سیدالشهدا.مهدی بیا ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 24 بهمن 1391 10:35 ق.ظ
تاریخ ارسال : جمعه 20 بهمن 1391 08:39 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
سه عامل مقدس در نهضت امام حسین (ع)

سه عامل مقدس در نهضت امام حسین (ع) كه نظیر آنها در دنیا وجود ندارد و نخواهد داشت

 

نهضت اباعبدالله الحسین (ع) شخصی و فردی نبود، بلكه كلی و انسانی بود، به خاطر حقیقت، عدالت و مساوات صورت گرفت و نهضتی كه به خاطر حق و عدالت باشد همه افراد بشر آنرا دوست دارند و به آن ارج می نهند. همانطوری كه پیامبر (ص) برای امام حسین(ع) ارج و قرب و عشق خاصی قائل بودند و بارها جملاتی مانند حسین منی و انا من حسین را در جمع می فرمودند.


قیام امام با یك بینش و بصیرت قوی توأم بود كه زمانها باید می گذشت تا مردم متوجه ش
وند. فرض كنید مردم اجتماعی كه در جهل و غفلت بودند ، یك بصیر پیدا می شود و مصائب، درد و مشكل این مردم را بهتر از خودشان می شناسد مانند مرحوم سید جمال الدین اسد آبادی، او در سال یك هزار و سیصد و ده قمری رحلت نمود. وی چهارده سال قبل از قیام مشروطیت قیام كرد و یك نهضت اسلامی در دولتهای اسلامی بپا كرد در آن تاریخ این مرد بزرگ خوانده می شود. دیده می شود یك فردی واقعا غریب بوده و درد ملتهای مسلمان را احساس می كرده حتی خود ملت خودش (ایران) هم به او دهان كجی می كردند، او را مورد تمسخر قرار می دادند و او را مورد حمایت قرار نمی دادند. اگر نامه های ایشان را كه برای آیت ا میرزای شیرازی و نوشته است بخوانیم عظمت او را بیشتر درك خواهیم كرد. الآن كشورهاس اسلامس به او افتخار می كنند حتی در مورد ملیت و جای تولدش بین بعضی دول اختلاف است و او را از آن خود می دانند؛ ایران و افغان او را از خود می دانند، تركها می گویند چون در كشور ما فوت نموده از آن ماست، مصریها افتخار می كنند كه سید جمال به كشور ما آمد و قدر و منزلت او را می دانستم و علمایی مانند شیخ محمد عبده به او گرایش یافتند ولی متاسفانه در زمان خودش طرد شده و حتی از كشور خودش ایران با چه وضع نكبت باری تبعید شد و مانند جد بزرگوارش امام سجاد (ع) پاهایش را به شكم قاطر بستند و در هوای سرد زمستان از طریق كرمانشاه از مرز خارجش كردند، یكنفر از مردم ایران هم از سید جمال دفاع نكرد. نمونه بهتر و بارزتر وجود مقدس حضرت امیرالمومنین علی (ع) است آن هم از زبان مقدس و مبارك خودشان در نهج البلاغه ، ایشان در فاصله ضربت خوردن تا شهادت یعنی در فاصله چهل و چهار یا چهل و پنج ساعت آخر زندگیشان فرموده اند(خطبه صد و چهل و هفتم): غدا ترون ایامی و یكشف لكم عن سرائری ؛ فردا مرا خواهید شناخت و اسرار من برای شما كشف خواهد شد. این مطلب با عظمت را حتی مسیحیان، مخصوصاً دانشمندان معروفشان بیان كرده اند مانند جبران خلیل جبران، میكائیل نعیمه، جرج جرداق مسیحی.
آنها با اینكه مسیحی هستند از شیفتگان واقعی مولا می باشند. جبران خلیل جبران می گوید: من نمی دانم چه راز و سری است كه افرادی پیش از زمان خودشان به دنیا آمده اند مولا علی(ع) از همان افرادی است كه آن مردم جاهل قدر و منزلتش را ندانستند، علی(ع) برای زمان خودش خیلی زیاد بود و كلاً در هر زمان علی (ع) برای زمان خودش خیلی زیاد است. ببینید جبران خلیل جبران مقام م
ولا را چقدر زیاد و خوب بیان نموده است. حقیقت را بهتر است از زبان خود حضرت بشنویم سلونی قبل ان تفقدونی كه خودش بحث مفصلی دارد ولی آن مرد جاهل اشعث بن قیس كه دشمن قسم خورده اهل بیت عصمت و طهارت بود گفت: یا علی، در سر من چقدر تار مو وجود دارد؟ مولا می فرمایند.... فقط بدان فرزندت قاتل فرزندم در كربلا می شود.... نهضت امام مانند بسیاری از حوادث جهانی آنچنان كه باید شناخته شود، هنوز شناخته نشده است الآن شاید كمی فهمیده شود كه یزید چه كسی بود؟ ولی نود و نه درصد مردم آن برهه از زمان نفهم بودند وقتی متوجه شدند كه امام به شهادت رسیده بود. سپس تكان خوردند و قیام توابین، مختار، قیام عبدالله بن حنظله (غسیل الملائكه ) شروع شد.


در زمان امام حسین(ع) مثلاً می خواهند خلیفه به ظاهر مسلمین را ببینند چه خواهند دید؟ افراد مسن تر كه پیامبر (ص) را دیده، زمان علی(ع) را درك كرده اند و سادگی و فروتنی آنها را دیده بودند، حالا در مركز دنیای اسلام آن زمان یعنی شام
جوانی را می دیدند كه سی و سه سال سن دارد؛ جوانی بسیار قد بلند و خوش سیما و شاعر كه خیلی هم زیبا شعر می گفت ولی اشعارش در وصف می، معشوقه، سگ و میمونش بود و اگر می خواستند او را ببینند باید هفت درب را طی می كردند تا به جایگاه او برسند، دربانان وی را تفتیش می كردند و بعد شخصی را می دیدند كه در یك محیط مجلل روی تخت طلا نشسته است و اطراف او ترسیم هایی را با پایه های طلا و نقره كار گذاشته اند و روی آن شعرا، اعیان و اشراف نشسته اند بالادست میهمانان یك میمون را پهلوی خلیفه می بینند كه لباسهایی فاخر و طلاكوب تنش كرده اند. حال چنین شخصی می گوید من خلیفه پیامبرم و او می خواهد مجری دستورات الهی باشد، نماز جمعه هم می خواند، به جای امام جماعت هم می ایستد، مردم را هم موعظه می كند و برای همین امام حسین(ع) برای نهی از منكر قیام می كند. در آن زمان وسائل ارتباطات جمعی نبود و مردم مدینه نمی دانستند در شام چه می گذرد؟ چون رفت و آمد خیلی كم بود و افرادی هم كه از مدینه به شام می رفتند از دستگاه یزید اطلاعاتی نداشتند، بعد از قضیه امام حسین (ع) مردم مدینه تعجب نمودند كه عجب، امام را كشتند؟ هیئتی را به سرپرستی عبدالله بن حنظله برای تحقیق به شام می فرستند، پس از بازگشت به مردم می گوید همین قدر در یك جمله به شما بگویم كه ما مدتی كه آنجا بودیم، دائم می گفتیم: خدا نكند از آسمان سنگ ببارد و ما به این شكل هلاك  شویم. عبدالله بن حنظله میگفت: ما از نزد كسی می آئیم كه علناً شرابخواری می كرد و كارش سگ بازی و میمون بازی بود. او زنا می كرد حتی با محارم خویش.


سپس عبدالله بن حنظله كه هشت فرزند داشت به مردم مدینه گفت: قیام كنید یا نكنید من قیام خواهم كرد ولو با این هشت فرزندم. او قیام كرد و همگی آنها به شهادت رسیدند.


قیام حضرت ندائی بود در میان سكوت در ظلمت، در شرایطی كه خفقان كاملاً حكمفرما بود، مردم قدرت حرف زدن نداشتند، سكوت مطلق و ناامیدی كامل حكمفرما بود، امام قیام نمود و سكوت را شكاند.



موضوعات مرتبط : فلسفه و نتایج عاشورا ,
برچسب ها: امام حسین ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 03:47 ب.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 19 بهمن 1391 08:30 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
ماه و آب

مشک برداشت که سیراب کند دریا را

رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد وعکس قمر افتاد درآب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب اورا دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهره ی آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا درآغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریه ی گل بود و الا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیده ی ما آن ساقی
عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را


حمیدرضا برقعی



موضوعات مرتبط : اشعار عاشورایی ,
برچسب ها: تشنه , ماه , اب ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 03:42 ب.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 18 بهمن 1391 04:04 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
حضرت علی اصغر علیه السلام

مثل دست های کوچک


کودکی صدای کوچکش

مانده بود و نای کوچکش

خاک کربلا همیشه ماند

تشنه صدای کوچکش

حرف های او بزرگ بود

مثل دست های کوچکش

داشت غربتی همیشگی

چشم آشنای کوچکش

توی ذهن کربلا هنوز

مانده رد پای کوچکش

ناخدای قلب های ماست

قلب با خدای کوچکش

 

یحیی علوی فرد



موضوعات مرتبط : اشعار عاشورایی ,
برچسب ها: دست.گلو.خون ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 03:41 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 16 بهمن 1391 07:36 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
زیباترین وصال
من عمق فاجعه ای را از دیدگان ناتوانم عبور خواهم داد. آن لحظه ای را که پیکاری سخت بود و طاقت فرسا بین شهامت و شجاعت با نیرنگ و زبونی...عمق تلخ ترین دیدارها و زیباترین وصال با خورشید. من ریگزار را در مشت ناتوانم هدیه ای کردم به زخم ها و خون های یاس سپید. سپیدی که رنگ باخت و چونان خورشیدی به خون نشسته ارغوانی تر.

برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.یاد ضجه های زینب و رقیه خاتون. غبار زمین را به فغان درآورد. و انسان که علی اصغر میان آسمان و زمین با نای بریده، با تیغ، از فرض تا عرش عروج کرد...دیدگانی از خاک پر شده را امشب به میهمانی علقمه خواهم برد تا زبان و لبهای خشکیده ام را غسل نورانیت و حزن دهم.

دستهایم بر خاکِ قتلگاه حسین تیمم کرد و گونه های خشکی که با اشکهای طفلان مسلم نمناک می گردد. امشب غریانه ترین مویه هایم را بر دامن سیاه شب خواهم ریخت و شمع های که آب می شوند ذره ذره، قطره قطره. بر تکیه گاهی از شفاعت، امشب قصد قربت کرده ام آقا!

قصد وصال به خاک پایت، امشب تک تک ستارگان و ابرها را در تسخیر مظلوم ترین نگاهت درآورده ام تا با تو هم نوا، در نینوا، لبیک گویند. سردترین دستهای بی پناهی ام در گرم ترین نگاه آسمانی ات ذوب می شوند و بالهایی که عباس علمدار را بر طاق نیلگون بهشت به پرواز درآورند تا اشک حسرت را بر دیدگان پلید خولی وشان بیاورد. قصد غریبی از دیار غربت به مقصد نور و شفاعت و عشق. واژه هایی که خامه ام را می لرزاند تا بخواهد از رادمردی و آن خونین روز بر خطوط دفترهایم نقشی بر جا گذارد.

از غریب ترین زمین تو را فریاد می زنم تا تمام دشنه های پلیدی، غلاف گردد، از دیاری که می دانم سرزمین کرب و بلاست، حزن و بلا و اندوه. امشب تنهاتر از همیشه رخت عزا بر تن مرغکان عشق می پوشم و تا سپید دم از درد بی کسی هایت روایتی می خوانم به بلندای تاریخ...

السلام علیک یا ثارالله

برچسب ها: حسینه دل. ,
دنبالک ها: شبیر(ع) ,
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 اسفند 1391 10:47 ق.ظ
تاریخ ارسال : جمعه 13 بهمن 1391 12:21 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
کربلایی نشدم...
  دل نگاره هایی از حسرت جاماندن از زیارت اربعین ارباب...

دود این شهر مرا از نفس انداخته است

به هوای حرم کرب و بلا محتاجم...

خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد

آرزومند نگاری به نگاری برسد...

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندارم

تو می روی به سلامت سلام ما برسانی...

دم از عذاب مزن روز محشر کبری

همین نیامدن کربلایمان کافی ست...



موضوعات مرتبط : اشعار عاشورایی ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 03:38 ب.ظ
تاریخ ارسال : شنبه 7 بهمن 1391 09:09 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
دشت خون افشان
چرا این دشت خون افشان چنین است

سمائش خشمگین خاکش حزین است

چرا ماهش فرو افتاده بر دشت

چرا شمسش مماس بر زمین است

نه آن ماه فرو افتاده بر دشت

گمانم زاده ی ام البنین است

نه آن شمس مماس بر زمینش

غلط گفتم سر سلطان دین است

ببین آن چشمه ی پر خون  مواج

گلوی اصغرش یا یاسمین است

رقیه می دود گریان و نالان

تنش پر خون لباسش آتشین است

پیمبر خفته آنجا یا که اکبر

که صحرا از وجودش عنبرین است

مگر اینجا خدا، ملک برین است

عجب پر نقش و پر رنگ و نگین است


رضا وفایی نژاد



موضوعات مرتبط : اشعار عاشورایی ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 03:37 ب.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 5 بهمن 1391 11:26 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
  • موضوعات CATEGORIES2

  • برچسبها TAGS