تبلیغات
سیدالشهداء علیه السلام
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
حدیثی زیبا از امام حسین علیه السلام


امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ


گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

(جامع الاخبار ص97)




موضوعات مرتبط : حدیث ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , گریه ,
آخرین ویرایش: جمعه 9 آبان 1393 04:09 ب.ظ
تاریخ ارسال : شنبه 10 آبان 1393 09:30 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
حدیثی زیبا از امام حسین علیه السلام


امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء


عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند

(بحارالانوارج81 ص257) (بحارالانوارج90 ص291)



موضوعات مرتبط : حدیث ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , دعا ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 آبان 1393 03:58 ب.ظ
تاریخ ارسال : جمعه 9 آبان 1393 09:30 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
حدیثی زیبا از امام حسین علیه السلام
عبدالله بن الحسن محرم کربلا

امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا


کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69) (بحار الانوار، ج 44، ص 192 )


برچسب ها: امام حسین علیه السلام , قیامت , خدا ,
آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 آبان 1393 12:38 ب.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 8 آبان 1393 09:30 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
خشک شدن درخت بعد از شهادت امام حسین علیه السلام

زمخشری در ربیع الابرار از هند خواهرزاده‏ی ام‏معبد روایت کرده که ام‏معبد نقل کرده است: روزی حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیمه من آمدند و در آن جا چند لحظه استراحت کردند و خوابیدند، وقتی از خواب بیدار شدند مقداری آب طلب کردند و دو دست مبارک خود را با آن آب شستند و مزمزه کردند و آب مزمزه را در یک طرف خیمه ریختند. وقتی صبح فرا رسید، در آن مکان درختی را دیدم که میوه آورده بود و بوی آن چون بوی عنبر و طعم آن مثل شهد و شکر بود، اگر گرسنه‏ای از آن می‏خورد سیر می‏شد و اگر تشنه بود به وسیله‏ی آن سیراب می‏شد و اگر بیماری آن میوه را می‏خورد، شفا پیدا می‏کرد و هیچ شتر و گوسفندی برگ آن را نمی‏خورد مگر آن که شیر آن‏ها زیاد می‏شد.

 

8.jpg

 

ما آن درخت را شجره‏ی مبارکه نام گذاشتیم و تمام طوایف برای شفای بیماران به آن جا می‏آمدند و از میوه‏ی آن می‏خوردند. یک روز صبح دیدیم که میوه‏های آن درخت روی زمین ریخته و برگ‏های آن خشک شده است، ناگهان خبر وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدم و بعد از آن دیگر میوه‏ای نداد تا این که یک روز دیدم که از پای آن درخت خون جاری شده و برگ‏های آن نیز پژمرده شده است، گفتیم: در این موقع حادثه‏ای عجیب رخ می‏دهد. وقتی شب شد نوحه و ناله‏ای از زیر آن درخت شنیدیم و کسی را نمی‏دیدیم، خیلی از آن حالت نگران شدیم و اندوه بر ما غلبه کرد، ناگهان خبر شهادت امام حسین علیه‏السلام را به ما دادند و بسیار برای آن حضرت گریه کردیم و برای مصیبت آن حضرت قیام کردیم. (تحفة المجالس. )

 

منبع: کرامات حسینیه و عباسیه  ؛ موسی رمضانی‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاریخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 31 و 32



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
برچسب ها: شهادت , امام حسین علیه السلام ,
آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 آبان 1393 12:04 ب.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 7 آبان 1393 04:17 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
حدیثی زیبا از امام حسین علیه السلام
http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamHosein/Moharram/87/04/Yadegari/Ya_Zainab003-2.jpg

امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ


بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه السلام ص309)



موضوعات مرتبط : حدیث ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , شیعیان ,
آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 آبان 1393 12:42 ب.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 7 آبان 1393 09:30 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
حدیثی زیبا از امام حسین علیه السلام


امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق

 
رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.

(بحارالانوار،ج 44،ص383)




موضوعات مرتبط : حدیث ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام ,
آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 آبان 1393 12:15 ب.ظ
تاریخ ارسال : سه شنبه 6 آبان 1393 09:30 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
حدیثی زیبا از امام حسین علیه السلام


امام حسین علیه السلام فرمودند:

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة

 
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.

(کشف الغمة فی معرفة الائمه ج 2،ص 33)



موضوعات مرتبط : حدیث ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , اهل بهشت ,
آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 آبان 1393 10:51 ق.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 5 آبان 1393 09:30 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
حدیثی زیبا از امام حسین علیه السلام


امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب

 
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص 247)



موضوعات مرتبط : حدیث ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , حاجت ,
آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 آبان 1393 10:55 ق.ظ
تاریخ ارسال : یکشنبه 4 آبان 1393 09:30 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
میلاد خط سرخ عشق، سومین پرچم دار قله امامت و دیانت، حضرت اباعبدالله الحسین مبارک باد


السَّلامُ عَلَیْكَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ ابْنَ حُجَّتِهِ *
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا قَتِیلَ اللَّهِ وَ ابْنَ قَتِیلِهِ *
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ *
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وِتْرَ اللَّهِ الْمَوْتُورَ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ



سوم شعبان كه دلها منجلى است
عید میلاد حسین بن على است
عید میلاد على را نور عین
سرور آزادگان یعنى حسین
دم به دم گویم من از جانان عشق
یا حسین اى سرور و سلطان عشق
خادم كوى تو باشد جبرئیل
عرش بر نام تو مى ‏بندد دخیل
عرش حق بایك اشاره مست تو
آسمانها و زمین در دست تو
اى چراغ راه و كشتى نجات
تحت فرمان تو باشد كائنات



سلام بر حسین.
سلام بر تو ای عصاره قرآن.
سلام بر تو ای سالار شهیدان.
سلام بر تو ای میوه زندگی فاطمه و علی.
بر ما بتاب که در تیرگی خاک،
بی آفتاب یاد تو،
پامال عبور روزهاییم .


داستانی آموزنده از امام حسین علیه السلام:
روش پند دادن گناه کار

جوانی خدمت امام حسین علیه السلام رسید و گفت، من مردی گناهکارم و نمی توانم خود را در انجام گناهان باز دارم، مرا نصیحتی فرما.

قال الامام الحسین علیه السلام:

«افعل خمسة اشیاء و اذنب ما شئت، فاول ذلک: لا تاکل رزق الله و اذنب ما شئت، و الثانی: اخرج من ولایة الله و اذنب ما شئت، و الثالث: اطلب موضعا لا یراک الله و اذنب ما شئت، و الرابع: اذا جاء ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و اذنب ما شئت، و الخامس: اذا ادخلک مالک فی النار فلا تدخل فی النار و اذنب ما شئت.»
امام حسین علیه السلام فرمود:

«پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه می خواهی گناه کن.

اول: روزی خدا را مخور و هر چه می خواهی گناه کن.

دوم: از حکومت خدا بیرون برو و هر چه می خواهی گناه کن.

سوم: جایی را انتخاب کن تا خداوند تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن.

چهارم: وقتی عزرائیل برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران و هر چه می خواهی گناه کن.

پنجم: زمانی که مالک دوزخ تو را به سوی آتش می برد در آتش وارد مشو و هر چه می خواهی گناه کن.»

جوان اندکی فکر کرد و شرمنده شد و در برابر واقعیت های طرح شده چاره ای جز توبه نداشت.


التماس دعا

برچسب ها: ولادت , امام حسین علیه السلام , میلاد ,
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 خرداد 1393 11:46 ق.ظ
تاریخ ارسال : یکشنبه 11 خرداد 1393 10:25 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
آزاد كرده ی حسین علیه السلام
یكی از شیعیان در بصره سالی ده شب در خانه اش دهه عاشورا روضه خوانی می كرد این بنده خدا ورشكست شد و وضع زندگی اش از هم پاشیده شد حتی خانه اش را هم فروخت .
نزدیك محرم بود با همسرش داخل منزل روی تكه حصیری نشسته بودند یكی دو ماه دیگر بنا بود خانه را تخلیه كنند، و تحویل صاحبخانه بدهند و بروند.
همسرش می گوید: یك وقت دیدم شوهرم منقلب شد و فریاد زد.
گفتم : چه شده ؟ چرا داد می زنی ؟
گفت : ای زن ما همه جور می توانستیم دور و بر كارمان را جمع كنیم ، آبرویمان یك مدت محفوظ باشد، اما بناست آبرویمان برود. گفتم : چطور؟ گفت : هر سال دهه عاشورا امام حسین (ع ) روی بام خانه ما یك پرچم داشت مردم به عادت هر ساله امسال هم می آیند ما هم وضعمان ایجاب نمی كند و دروغ هم نمی توانیم بگوئیم آبرویمان جلوی مردم می رود. یكدفعه منقلب گردید، گفت : ای حسین مپسند آبرویمان میان مردم برود، قدری گریه كرد.
همسرش گفت : ناراحت نباش یك چیز فروشی داریم . گفت : چی داریم ؟ گفت : من هیجده سال زحمت كشیدم یك پسر بزرگ كردم پسر وقتی آمد گیسوانش را می تراشی ، و فردا صبح دستش را می گیری می بری سر بازار، چكار داری بگوئی پسرم است ، بگو غلامم است .
و به یك قیمتی او را بفروش و پولش را بیاور و این چراغ محفل حسینی را روشن كن .
مرد گفت : مشكل می دانم پسر راضی بشود و شرعاً نمی دانم درست باشد كه او را بفروشیم یا نه . زن و شوهر رفتند خدمت علماء و قضیه را پرسیدند، علماء گفتند: پسر اگر راضی باشد خودش را در اختیار كسی بگذارد اشكالی ندارد، و بعد از سؤ ال بر گشتند خانه .

 

http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/HOSSEIN/kamel/10.jpg


یك وقت دیدند در خانه باز شد پسرشان وارد شد، پسر می گوید. وقتی وارد منزل شدم دیدم مادرم مرتب به قد و بالای من نگاه می كند و گریه می كند، پدرم مرتب مرا مشاهده می كند اشك می ریزد گفتم : مادر چیزی شده ؟ مادر گفت : پسر جان ما تصمیم گرفته ایم تو را با امام حسین (ع ) معامله كنیم .


پسر گفت : چطور؟ جریان را نقل كردند پسر گفت : به به حاضرم چه از این بهتر. شب صبح شد گیسوان پسر را تراشیدند، پدر دست پسر را گرفت كه به بازار ببرد پسر دست انداخت گردن مادرش (مادر است و اینهم جوانش است ) پس یكمقدار بسیار زیادی گریه كردند و از هم جدا شدند. پدر، پسر را آورد سر بازار برده فروشان ، به آن قیمتی كه گفت ، تا غروب آفتاب هیچكس نخرید، غروب آفتاب پدر خوشحال شد، گفت : امشب هم می برمش خانه یكدفعه دیگر مادرش او را ببیند فردا او را می آورم و می فروشم .
تا این فكر را كردم دیدم یك سوار از در دروازه بصره وارد شد و سراسیمه نزد ما آمد بمن سلام كرد جوابش را دادم . فرمود: آقا این را می فروشی ؟ (نفرمود غلام یا پسرت را می فروشی ) گفتم : آری . فرمود: چند می فروشی ؟ گفتم : این قیمت ، یك كیسه ای بمن داد دیدم دینارها درست است .
فرمود: اگر بیشتر هم می خواهی بتو بدهم ، من خیال كردم مسخره ام می كند. گفتم : نه . فرمود: بیا یك مشت پول دیگر بمن داد. فرمود: پسر جان بیا برویم . تا فرمود پسر بیا برویم ، این پسر خود را در آغوش پدرش انداخت ، مقدار زیادی هم گریه كرد بعد پشت سر آن آقا سوار شد و از در دروازه بصره رفتند بیرون . پدر می گوید: آمدم منزل دیدم مادر منتظر نتیجه بود گفت : چكار كردی ؟ گفتم : فروختم .
یك وقت دیدم مادر بلند شد گفت : ای حسین به خودت قسم دیگر اسم بچه ام را به زبان نمی برم . پسر می گوید: دنبال سر آن آقا سوار شدم و از در دروازه بصره خارج شدیم بغض راه گلویم را گرفته بود بنا كردم گریه كردن ، یك وقت آقا رویش را برگرداند، فرمود: پسر جان چرا گریه می كنی ؟ گفتم آقا این اربابی كه داشتم خیلی مهربان بود، خیلی با هم الفت داشتیم ، حالا از او جدا شدم و ناراحتم .
فرمود: پسرم نگو اربابم بگو پدرم . گفتم : آری پدرم . فرمود: می خواهی برگردی نزدشان ؟ گفتم : نه . فرمود: چرا؟ گفتم : اگر بروم می گویند تو فرار كردی . فرمود: نه پسر جان ، برو پائین من را پائین كرد، فرمود: برو خانه . گفتم : نمی روم ، می گویند تو فرار كردی .
فرمود: نه آقا جان برو خانه اگر گفتند فرار كردی بگو نه ، حسین مرا آزاد كرد. یك وقت دیدم كسی نیست . پسر آمد در خانه را كوبید مادر آمد در را باز كرد. گفت : پسرجان چرا آمدی ؟ دوید شوهرش را صدا زد گفت : بتو نگفته بودم این بچه طاقت نمی آورد، حالا آمده .
پدر گفت : پسر جان چرا فرار كردی ؟ گفتم : پدر بخدا من فرار نكردم . گفت : پس چطور شد آمدی ؟ گفتم : بابا حسین آزادم كرد. (1)

 

 

پاورقی
1- قافله اشك ص 20.



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , عاشورا , روضه خوانی ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 11:29 ق.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 11:06 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
کربلا پاره ای از بهشت است

قال رسول اللّه (ص): یا جابر زُر قبر الحسین علیه السلام بکربلا فانّ کربلا قطعة من الجنّة.

رسول خدا (ص) فرمود:ای جابر زیارت کن قبر حسین علیه السلام را در کربلا، پس هر آینه کربلا پاره ای از بهشت است.

 

 

خدا هم طول عمر به جابر داد و موفّق گردید قبر حسین را زیارت نماید. یقینا حدیث مشهور زیارت جابر در روز اربعین را حسین علیه السلام شنیده اید. اگر چشم بصیرتی باشد سزاوار است خاک کربلا را توتیای چشم کنیم. خاکی که رسول خدا (ص) به آن متبرّک می شدند.[1] .

 

دارم اندر سر هوای کربلایت یاحسین 

دل شده غرق تمنّای وصالت یا حسین

 

من نه تنها واله و حیران بهامون غمت 

عالمی دل گشته دارای مبتلایت یاحسین

 

نور شمس و زهره و پروین ماه و مشتری 

همچو ذرّه پیش خورشید جمالت یا حسین

 

 

 پی نوشتها :

[1] پرتوی از عظمت حسین علیه السلام ص 84.

 

منبع: داستانهایی از زمین کربلا  ؛ ر- یوسفی



موضوعات مرتبط : برکات زیارت و تربت کربلا ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , بهشت , کربلا ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1393 11:14 ق.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 2 دی 1392 01:13 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
گریه حضرت زكریا بر امام حسین علیه السلام

مولایمان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در پاسخ سعدبن عبدالله در ضمن حدیثی طولانی می فرماید:

حضرت زكریا علیه السلام از پروردگارش درخواست نمود كه اسامی پنج تن را به او بیاموزد.

 125.jpg

جبرئیل علیه السلام بر او نازل شد و آنها را به او آموخت. هر گاه كه حضرت زكریا علیه السلام  اسم محمد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها و حسن علیه السلام را می‌برد اندوهش برطرف می‌شد، ولی همین كه اسم حسین علیه السلام را می برد بغض گلویش را می فشرد و نفسش به شماره می افتاد و گریه اش می گرفت.

روزی گفت: خداوندا، چه سری دارد كه هر گاه اسم چهار نفر از اینان را می‌برم غم و اندوهم برطرف می شود و خاطرم تسكین می یابد، ولی هنگام نام بردن از حسین علیه السلام اشكم جاری و آه و ناله ام بلند می شود؟

خداوند متعال داستان
حسین علیه السلام را به او خبر داد و فرمود: (كهیعص)(آیه 1سوره مریم) .

كاف اسم كربلا، هاء هلاك خاندان پیامبر
صلی الله علیه و آله، یاء یزید كه به حسین علیه السلام ظلم و ستم نمود، عین اشاره به عطش و تشنگی حسین علیه السلام و صاد صبر اوست .

حضرت زكریا علیه السلام كه این مطالب را شنید سه روز از مسجدش بیرون نرفت و دستور داد كسی بر او وارد نشود و شروع به گریه و زاری نمود و ذكر مصیبت او این عبارت بود: خداوندا، آیا بهترین آفریدگانت به فرزندش مصیبت زده می‌شود؟ آیا چنین مصیبتی بر آستانه آنان فرود می آید؟

 

منبع : فاطمه الزهرا ، رحمانی همدانی ، بحارالانوار ،ج52،ص84 ؛ شجره طوبی ، ج2 ، ص403



موضوعات مرتبط : عاشورا در کلام پیامبران و امامان ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , گریه , حضرت زكریا علیه السلام ,
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 آذر 1392 05:39 ب.ظ
تاریخ ارسال : سه شنبه 12 آذر 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
عاشورا از نگاه قرآن

سوره ی مبارکه البقره: آیه 143

 

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی كُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ(143)

  همان‏گونه (كه قبله شما، یك قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‏اى قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبله‏اى را كه قبلا بر آن بودى، تنها براى این قرار دادیم كه افرادى كه از پیامبر پیروى مى‏كنند، از آنها كه به جاهلیت بازمى‏گردند، مشخص شوند. و مسلما این حكم، جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدایت كرده، دشوار بود. (این را نیز بدانید كه نمازهاى شما در برابر قبله سابق، صحیح بوده است) و خدا هرگز ایمان ( نماز) شما را ضایع نمى‏گرداند زیرا خداوند، نسبت به مردم، رحیم و مهربان است. (143)

  از امام باقر علیه السلام درباره قول خدای تعالی: « و کذلک جعلناکم امٌة وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیداً »؛ (سوره بقره، آیه 143) آمده است که در هر زمان از ما شاهد و گواهی هست؛ علی بن ابی طالب «ع» در زمان خودش گواه و شاهد بر مردم بود و حسن علیه السلام در زمان خودش و حسین علیه السلام در زمان خودش و هر کسی از ما که مردم را به امر خدا فرا می خواند گواه و شاهد بر مردم زمان خودش است.

منابع

 بحارالانوار، ج 23، ص 382، حدیث 74 - کنز جوامع الفوائد، ص 180 



موضوعات مرتبط : عاشورا از نگاه قرآن ,
برچسب ها: عاشورا از نگاه قرآن , امام حسین علیه السلام ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 06:44 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 31 تیر 1392 09:00 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
امام حسین علیه السلام از دیدگاه شهید مطهری

 جنگ امام حسین علیه السلام جنگ عقیده، جنگ حق علیه باطل و جنگ برای امر به معروف و نهی از منکر بود.






تجسم اسلام

 استاد مطهری درباره قیام امام حسین علیه السلام چنین می گوید: « می گویم حادثه کربلا، نمی گویم قیام، چون بیش از قیام است. نمی گویم نهضت، چون بیش از نهضت است. حادثه کربلا راز دیگری دارد که اساساً خود این حادثه در همه ابعاد و جنبه های تجسم اسلام است. یعنی راز نمایش پذیری حادثه کربلا این است که تجسم فکر و ایده چند جانبه، چند وجهی و چند بعدی اسلامی است. همه اصول جنبه های اسلامی عملاً در این حادثه تجسم پیدا کرده است.»

نمایش سربازان اسلام

 حادثه کربلا یک نمایش از سربازان اسلام است. اما نه نمایشی که صرفاً به معنی صورت سازی باشد. در این حادثه پیر و جوان، سفید و سیاه، عرب و غیر عرب همگی نقش داشتند. گویی اساساً در قضا و قدر الهی مقدر شده است که در این حادثه نقش های مختلف از راه های مختلف ایفا شود. یعنی اسلام نشان داده شود.

سرور انسانیت

امام حسین علیه السلام شخصیت حماسی نیست. او سرور انسانیت است. به همین دلیل نظیر ندارد. شما در دنیا حماسه ای مانند حماسه حسین علیه السلام پیدا نخواهید کرد.

حیات اسلام

 شهادت او حیات تازه ای در عالم اسلام دمید. بعد از شهادتش رونقی در اسلام پیدا شد. او با حرکت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده کرد و به اجتماع اسلامی شخصیت داد. امام حسین علیه السلام درس غیرت، درس تحمل و بردباری در شدائد و سختی ها را به مردم داد.

جنگ عقیده

جنگ امام حسین علیه السلام جنگ عقیده، جنگ حق علیه باطل و جنگ برای امر به معروف و نهی از منکر بود.



منبع: چشمه های معرفت




موضوعات مرتبط : از نگاه اندیشمندان ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , دیدگاه , شهید مطهری ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 06:15 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 21 اسفند 1391 03:00 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
  • موضوعات CATEGORIES2

  • برچسبها TAGS