تبلیغات
سیدالشهداء علیه السلام
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
آثار و برکات عزاداری - حفظ رمز عاشورا

از ارزنده‏ترین آثار و بركات مجالس عزادارى و گریه بر ابى عبدالله حسین (علیه السلام) حفظ رمز نهضت حسینى است .

براستى ؛ چرا در دوران منحوص سلاطین و پادشاهان جور از برپایى مجالس عزاى اهل بیت (علیه السلام) به خصوص سالار شهیدان جلوگیرى مى شد؟ آیا نه این است كه عزاى حسینى و امامان شیعه، سبب مى شود كه سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابى، مردم را از ظلم‏هاى حكومتها آگاهى دهند و انگیزه قیام آن حضرت كه امر به معروف و نهى از منكر است به اطلاع مردم برسد؟

 58.jpg

 

آرى، اینگونه مجالس، آموزشگاهها و دانشگاههایى است كه به بهترین روش و زیباترین اسلوب مردم را به سوى دین خوانده و عواطف را آماده مى‏كند و جاهلان و بى‏خبران را از خواب سنگین غفلت بیدار مى‏سازد و نیز در این مجالس است كه مردم ، دیانت را همراه با سیاست، از مكتب حسین بن على (علیه السلام) مى‏آموزند.

  گریه بر سید الشهدا (علیه السلام) و تشكیل مجالس عزاى حسینى نه تنها اساس مكتب را حفظ مى‏كند، بلكه باعث مى‏گردد شیعیان با حضور در این مجالس از والاترین تربیت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسینى شدن رشد و پرورش یابند.

 

كدام اجتماعى است كه در عالم چنین اثرى را از خود بروز داده باشد؟ كدام حادثه‏اى است مانند حادثه جانسوز كربلا كه از دوره وقوع تاكنون و بعدها بدینسان اثر خود را در جامعه بشریت گذارده ، و روز به روز دامنه آن وسیعتر و پیروى و تبعیت از آن بیشتر گردد؟ از این رو باید گفت كه در حقیقت مراسم عزادارى حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسین (علیه السلام) و در نتیجه حافظ اسلام وضامن بقاى آن است .

 

تشكیل مجالس عزادارى امام حسین (علیه السلام)، نه تنها اساس مكتب را حفظ كرده و مى‏كند بلكه به علاوه سبب آن گردید كه شیعیان با حضور در این مجالس از والاترین تربیت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسینى شدن رشد و پرورش یابند.

«موریس دوكبرى» مى‏نویسد: «اگر مورخین ما، حقیقت این روز را مى‏دانستند و درك مى‏كردند كه عاشورا چه روزى است ، این عزادارى را مجنونانه نمى پنداشتند . زیرا پیروان حسین به واسطه عزادارى حسین مى‏دانند كه پستى و زیر دستى و استعمار را نباید قبول كنند . زیرا شعار پیشرو و آقاى آنان تن به زیر بار ظلم و ستم ندادن است.

 

قدرى تعمق و بررسى در مجالس عزادارى حسین نشان مى‏دهد كه چه نكات دقیق و حیات بخشى مطرح مى شود ،در مجالس عزادارى حسین گفته مى شود كه حسین (علیه السلام) براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویى یزید نرفت؛ پس بیایید ،ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده از زیر دستى استعمار گرایان خلاصى یابیم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجیح دهیم...» (بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 44 ص 284)



موضوعات مرتبط : عزاداری و آداب آن ,
برچسب ها: سیدالشهداء علیه السلام , عزاداری , عاشورا ,
آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 آبان 1393 10:33 ق.ظ
تاریخ ارسال : سه شنبه 6 آبان 1393 03:19 ب.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
آزاد كرده ی حسین علیه السلام
یكی از شیعیان در بصره سالی ده شب در خانه اش دهه عاشورا روضه خوانی می كرد این بنده خدا ورشكست شد و وضع زندگی اش از هم پاشیده شد حتی خانه اش را هم فروخت .
نزدیك محرم بود با همسرش داخل منزل روی تكه حصیری نشسته بودند یكی دو ماه دیگر بنا بود خانه را تخلیه كنند، و تحویل صاحبخانه بدهند و بروند.
همسرش می گوید: یك وقت دیدم شوهرم منقلب شد و فریاد زد.
گفتم : چه شده ؟ چرا داد می زنی ؟
گفت : ای زن ما همه جور می توانستیم دور و بر كارمان را جمع كنیم ، آبرویمان یك مدت محفوظ باشد، اما بناست آبرویمان برود. گفتم : چطور؟ گفت : هر سال دهه عاشورا امام حسین (ع ) روی بام خانه ما یك پرچم داشت مردم به عادت هر ساله امسال هم می آیند ما هم وضعمان ایجاب نمی كند و دروغ هم نمی توانیم بگوئیم آبرویمان جلوی مردم می رود. یكدفعه منقلب گردید، گفت : ای حسین مپسند آبرویمان میان مردم برود، قدری گریه كرد.
همسرش گفت : ناراحت نباش یك چیز فروشی داریم . گفت : چی داریم ؟ گفت : من هیجده سال زحمت كشیدم یك پسر بزرگ كردم پسر وقتی آمد گیسوانش را می تراشی ، و فردا صبح دستش را می گیری می بری سر بازار، چكار داری بگوئی پسرم است ، بگو غلامم است .
و به یك قیمتی او را بفروش و پولش را بیاور و این چراغ محفل حسینی را روشن كن .
مرد گفت : مشكل می دانم پسر راضی بشود و شرعاً نمی دانم درست باشد كه او را بفروشیم یا نه . زن و شوهر رفتند خدمت علماء و قضیه را پرسیدند، علماء گفتند: پسر اگر راضی باشد خودش را در اختیار كسی بگذارد اشكالی ندارد، و بعد از سؤ ال بر گشتند خانه .

 

http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/HOSSEIN/kamel/10.jpg


یك وقت دیدند در خانه باز شد پسرشان وارد شد، پسر می گوید. وقتی وارد منزل شدم دیدم مادرم مرتب به قد و بالای من نگاه می كند و گریه می كند، پدرم مرتب مرا مشاهده می كند اشك می ریزد گفتم : مادر چیزی شده ؟ مادر گفت : پسر جان ما تصمیم گرفته ایم تو را با امام حسین (ع ) معامله كنیم .


پسر گفت : چطور؟ جریان را نقل كردند پسر گفت : به به حاضرم چه از این بهتر. شب صبح شد گیسوان پسر را تراشیدند، پدر دست پسر را گرفت كه به بازار ببرد پسر دست انداخت گردن مادرش (مادر است و اینهم جوانش است ) پس یكمقدار بسیار زیادی گریه كردند و از هم جدا شدند. پدر، پسر را آورد سر بازار برده فروشان ، به آن قیمتی كه گفت ، تا غروب آفتاب هیچكس نخرید، غروب آفتاب پدر خوشحال شد، گفت : امشب هم می برمش خانه یكدفعه دیگر مادرش او را ببیند فردا او را می آورم و می فروشم .
تا این فكر را كردم دیدم یك سوار از در دروازه بصره وارد شد و سراسیمه نزد ما آمد بمن سلام كرد جوابش را دادم . فرمود: آقا این را می فروشی ؟ (نفرمود غلام یا پسرت را می فروشی ) گفتم : آری . فرمود: چند می فروشی ؟ گفتم : این قیمت ، یك كیسه ای بمن داد دیدم دینارها درست است .
فرمود: اگر بیشتر هم می خواهی بتو بدهم ، من خیال كردم مسخره ام می كند. گفتم : نه . فرمود: بیا یك مشت پول دیگر بمن داد. فرمود: پسر جان بیا برویم . تا فرمود پسر بیا برویم ، این پسر خود را در آغوش پدرش انداخت ، مقدار زیادی هم گریه كرد بعد پشت سر آن آقا سوار شد و از در دروازه بصره رفتند بیرون . پدر می گوید: آمدم منزل دیدم مادر منتظر نتیجه بود گفت : چكار كردی ؟ گفتم : فروختم .
یك وقت دیدم مادر بلند شد گفت : ای حسین به خودت قسم دیگر اسم بچه ام را به زبان نمی برم . پسر می گوید: دنبال سر آن آقا سوار شدم و از در دروازه بصره خارج شدیم بغض راه گلویم را گرفته بود بنا كردم گریه كردن ، یك وقت آقا رویش را برگرداند، فرمود: پسر جان چرا گریه می كنی ؟ گفتم آقا این اربابی كه داشتم خیلی مهربان بود، خیلی با هم الفت داشتیم ، حالا از او جدا شدم و ناراحتم .
فرمود: پسرم نگو اربابم بگو پدرم . گفتم : آری پدرم . فرمود: می خواهی برگردی نزدشان ؟ گفتم : نه . فرمود: چرا؟ گفتم : اگر بروم می گویند تو فرار كردی . فرمود: نه پسر جان ، برو پائین من را پائین كرد، فرمود: برو خانه . گفتم : نمی روم ، می گویند تو فرار كردی .
فرمود: نه آقا جان برو خانه اگر گفتند فرار كردی بگو نه ، حسین مرا آزاد كرد. یك وقت دیدم كسی نیست . پسر آمد در خانه را كوبید مادر آمد در را باز كرد. گفت : پسرجان چرا آمدی ؟ دوید شوهرش را صدا زد گفت : بتو نگفته بودم این بچه طاقت نمی آورد، حالا آمده .
پدر گفت : پسر جان چرا فرار كردی ؟ گفتم : پدر بخدا من فرار نكردم . گفت : پس چطور شد آمدی ؟ گفتم : بابا حسین آزادم كرد. (1)

 

 

پاورقی
1- قافله اشك ص 20.



موضوعات مرتبط : کرامت حسینی ,
برچسب ها: امام حسین علیه السلام , عاشورا , روضه خوانی ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 11:29 ق.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 11:06 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
هدف عاشورا - زنده کردن عزت اسلام
وجه تمایز شیعیان جهان در طول تاریخ اسلامی با دیگر مسلمانان الگوپذیری از امامان معصوم، و مقتدا قرار دادن این رهروان راستین شریعت محمدی ـ صلی الله علیه و آله ـ و عشق و ایمان حقیقی به این مشعلان فروزان جامعه بشری بوده است. به دلیل اعتقاد به مشروعیت انحصاری امام معصوم و منصوص بود كه در نزد شیعه تا قبل از غیبت، تمامی قدرتهای حاكم صراحتاً نامشروع تلقی می‌شوند و از زمان غیبت به بعد نیز سازش و همراهی با حكومت‌هایی كه جامع شرائط نیابت از امام غایب نبوده‌اند اگر نه ناممكن بلكه همواره دشوار بوده است.

السلام علیک یا ابا عبدالله

شیعیان همواره در اقتدا به امامان خویش در سازش‌ناپذیری با حاكمان جور شهره بوده‌اند و عزت و افتخار خود را در قیام بر علیه باطل جستجو می‌كرده‌اند. در بررسی و تبیین بهتر این مسئله توجه به دلایل قیام امام حسین ـ علیه السّلام ـ برای درك بهتر نوع الگوپذیری شیعیان از ایشان در كسب عزت و افتخار اسلامی ضروری است كه در اینجا با توجه به حفظ اختصار تنها به ذكر دو نمونه اكتفا می‌كنیم:

1ـ انجام تكلیف در سخت‌ترین شرائط: اساسی‌ترین عامل برای قیام امام حسین ـ علیه السّلام ـ انجام تكلیف الهی و عمل به فریضة امر به معروف و نهی از منكر بوده است، علامه طباطبائی در تفسیر آیة،  «فقاتل فی سبیل الله لاتكلف الاّ نفسك و حرّض المؤمنین»(1)
 می‌فرمایند منظور از لا تكلّف الا نفسك این است كه هر انسانی مكلّف به انجام وظیفة خویش است زیرا خداوند خطاب به پیامبر می‌فرماید اگر مردم در امر جهاد كندی و سستی كنند وظیفة شخصی تو به قوّت خود باقی است، تو خود به مقاتله بپرداز و البته وظیفة تو نسبت به دیگران ترغیب و تشویق آنان نیز خواهد بود(2)
بر این اساس در جامعه اسلامی اگر هر كس تنها به وظیفة خود عمل كند و دیگران را نیز امر به معروف و نهی از منكر نماید عزت و افتخاری از آن بالاتر در سربلندی آن جامعه متصوّر نخواهد بود. امام حسین ـ علیه السّلام ـ در نخستین گامهای تاریخی خویش در پاسخ مروان بن حكم فرستاده یزید برای اخذ بیعت از ایشان ضمن تشریح جایگاه خود و یزید فرمودند:
«... و مثلی لا یبایع مثله»(3) «...فردی همچون من با فردی مثل یزید بیعت نمی‌كند...»
نكته در اینجاست كه ایشان این عدم بیعت را متعین در یك شخصیت خارجی خاص و منحصر به زمانی خاص نمی‌دانستند بلكه به اعتقاد ایشان هركس پیرو راستین ایشان باشد با فرد فاسقی همچون یزید سازش نخواهد كرد بر این اساس در هر زمانی تكلیف شیعیان در برابر یزیدیان زمان روشن خواهد بود. امام در حین خروج از مدینه در وصیت نامه‌ای كه به برادر گرامی‌شان محمدبن حنفیه نوشتند پس از اقرار به وحدانیت الهی فرمودند: «... انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنكر»(4) «...همانا خروج من برای طلب اصلاح در امت جدم و انجام امر به معروف و نهی از منكر بوده است.» كه در این عبارت به خوبی فلسفه قیام ایشان و درسی كه شیعیان باید از آن بگیرند مشهود است.

2ـ پاسداری از اسلام و امامت در كربلاء: نكته دوم در انگیزه قیام امام حسین ـ علیه السّلام ـ كه می‌تواند بهترین درس برای شیعیان ایشان باشد پاسداری از اسلام و امامت بود. هدف امام در پاسداری از اسلام مقابله با وضعیتی بود كه در ضمن آن حلال الهی حرام و حرام الهی حلال گردیده بود، حق و حقیقت قربانی هوی و هوسهای هوسبازان شده و بطور كلی اسلام در معرض خطر بعدی قرار گرفته بود این وضعیتی است كه در هر زمانی رخ دهد تكلیف مسلمانان بر قیام علیه باطل و احقاق حق برای پاسداری از دین اسلام تعلق خواهد گرفت، الگوی دیگر واقعه عاشورا پاسداری از مقام والای امامت و ولایت بود كه اصحاب امام در شب عاشورا علیرغم اعلام رفع بیعت امام از ایشان با قلبی آكنده از عشق الهی و علاقه شدید به امام خویش ایستادگی و صلابت خود را در دفاع از مقام شامخ ولایت تا آخرین قطره خون اعلام داشتند و عزت و افتخار شهادت در راه حق را بر ذلت زندگی تحت حاكمیت باطل ترجیح دادند.(5) این بزرگترین درسی است كه ما در حادثه خونین كربلا می‌توانیم از یاران با وفای امام بگیریم شب عاشورا كه به حق باید آن را شب پاسداری از مقام امامت و ولایت نامید بهترین ترجمان كسب عزت و افتخار جامعه اسلامی را در پیروی و حمایت قاطع از مقام ولایت می‌داند، شیعیان به حق آموخته‌اند در موقعیتی كه كیان اسلام در معرض خطر قرار می‌گیرد همچون امام خویش تا آخرین لحظه كه خود و یاران و زنان و فرزندانش را در معرض شهادت و اسارت می‌دید ولی هرگز حاضر به پذیرش ذلت زندگی تحت حاكمیت ظلم نشد بلكه مرگ در این راه را سعادت توصیف نمود،(6) آنان نیز با الهام از این حادثه عزت و سربلندی خود را در پیروی از مقام ولایت و قیام علیه حاكمان طاغوت جستجو كنند. دشمنان انقلاب اسلامی با درك اهمیت این مسئله همواره سعی داشته‌اند با تبلیغات سوء و دشمنی‌های مكرر در این پیوستگی بین رهبر و جامعه اسلامی رخنه ایجاد نمایند لكن تا زمانی كه اتحاد و پیروی مردم از ولی فقیه جامعه اسلامی به قوت خود باقی است عزت و افتخار ایشان نیز محفوظ، و نظام اسلامی با شكوه و صلابت به راه خود ادامه خواهد داد «انشاء الله»

 

پی نوشتها :
1- سورة نساء، آیة 84.
2- علامه طباطبائی،‌ تفسیر المیزان، ج5، مركز فرهنگی رجاء، چاپ چهارم 1367، ص 41.
3- ناسخ التواریخ، ج1، ص 386.
4- همان، ج2، ص 9.
5- ر.ك: سیدهاشم رسولی محلاتی، زندگانی امام حسین ـ علیه السّلام ـ تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم 1378، ص 393 به بعد.
6- «انی لا اری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما» بحارالانوار، ج44 ص 381.



موضوعات مرتبط : فلسفه و نتایج عاشورا ,
برچسب ها: ashura , عاشورا , muharram , محرم ,
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1393 11:38 ق.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 23 آبان 1392 11:10 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
فضیلت كربلا بر مكه


                                       بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق علیه السلام فرمودند:

مكه سخن گفت به كرامت هاى خداوند تفاخر نمود و گفت : كیست مانند من و حال آنكه خانه خدا روى من بنا شده و مردم از اطراف به جانب من مى آیند، چون مكّه تفاخر نمود وحى شد، كه اى مكّه بجاى خود باش ، نیست فضل خانه كه سبب فضل تو است در جنب فضل كربلا، مگر به مانند سوزنى كه در دریا فرو برند، پس چه اندازه آب از دریا برمیدارد،
و اگر خاك كربلا نبود تو را فضیلت نمیدادم ، و اگر آن شخص (امام حسین علیه السلام ) كه در آنجا مدفون است نبود نه تو را و نه خانه را خلق مى كردم پس بجاى خود باش و تواضع و خشوع نما، و تكبّر مكن بر كربلا و الّا تو را به جهنّم خواهم انداخت . (1)

 

متن عربی این حدیث :عن الصّادق علیه السلام انّ ارض الكعبة قال مَن مِثلى و قد بنى بیت اللّه على ظهرى یاتینى النّاس من كل فجّ عمیق و جعلت حرم اللّه و امنه ، فاوحى اللّه الیها كفّى و قرّى ما فضل ما فضّلت به فیها اعطیت ارض كربلا الّا بمنزلة الّا برّة غمت فى البحر فحملت من مأ البحر و لولا تربة الحسین علیه السلام ما فضّلتك و لولا ما ضمّنة كربلا لما خلقتك و لا خلقت الذّى افتخرت به فقرىّ و استقرّى و كونى دنیا متواضعا ذلیلا مهیمنا غیر مستنكف و لا مستكبر لارض كربلا والّا مسخنده و هویت بك فى نار جهنّم .


  

و قال على بن الحسین علیه السلام اتّخذ اللّه ارض كربلا حرما قبل ان یتّخذ مكّة حرما باربعة عشرین الف عام و انّها تزهر لاهل الجنّة كالكوكب الدّرى (2)

امام سجّاد علیه السلام فرمودند:

خداوند زمین كربلا را حرم قرار داد 24 هزار سال قبل از آنكه مكّه را حرم قرار دهد، و آن زمین میدرخشد براى مردم بهشت مانند ستاره درخشان .
و عن ابى جعفر علیه السلام قال خلق اللّه كربلا قبل ان یخلق الكعبة باربعة عشرین الف عامٍ و قدّسها و بارك علیها فما زالت قبل ان یخلق اللّه الخلق مقدّسة و مباركة و لاتزال كذلك و جعلها اللّه افضل الارض فى الجنّة .
و امام باقر علیه السلام مى فرماید: خداوند كربلا را خلق كرد 24 هزار سال قبل از آنكه كعبه را خلق نماید و آن زمین را مقدس نمود و بركت داد و قبل از آن خلق ننموده بود مقدّسى و مباركى مانند آن زمین و خداوند زمین كربلا را در بهشت افضل زمینها قرار داده است .(3)


پی نوشتها :
1- خصائص الحسینیه ص 327.
2- بحار الانوار ج 10 - تحفة الزّائر
3- كشكول النور ج 1 ص 14



موضوعات مرتبط : برکات زیارت و تربت کربلا ,
برچسب ها: کربلا , عاشورا , مکه ,
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 06:41 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 10:32 ق.ظ | نویسنده : خادم سیدالشهداء علیه السلام
  • موضوعات CATEGORIES2

  • برچسبها TAGS